كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٨ - روايات معارض
معمول نيست واجبات را با اين تعبير بگويند، يعنى از تعبيراتى است كه مناسب با واجبات نيست بلكه مناسب با مستحبّات است.
در مقابل اين روايات آيه قرار دارد كه مىفرمايد:
«والوالدات يرضعن أولادهنّ حولين كاملين ... و إن أرادا فصالًا عن تشاور منهما فلا جناح» [١] يعنى اگر بين پدر و مادر تراضى باشد و بخواهند بچه را كمتر از دو سال از شير بگيرند اشكالى ندارد.
حال با آن دو روايت مىخواهيم اين آيه را تخصيص بزنيم، چون آيه مىگويد با مشورت مىتوانند كمتر از دو سال شير دهند ولى شما مىگوييد فقط سه ماه كمتر از ٢٤ ماه مىتوانند، پس شما همه مصاديق را كنار مىگذاريد، جز آن سه ماه را و اين تخصيص اكثر است، چون ممكن است تشاور و تراضى بر يازده و دوازده و سيزده و ... بيست ماه باشد همه اينها را استثنا بزنيم و فقط ٢١ ماه را بگيريم جاى سؤال و اشكال است.
در اينجا يك روايت هم داريم كه مؤيّد اطلاق آيه است و به آن استدلال شده است.
* ... عن الحلبى قال: قال أبوعبداللَّه عليه السلام: ليس للمرأة أن تأخذ فى رضاع ولدها أكثر من حولين كاملين إن أرادا الفصال قبل ذلك عن تراض منهما فهو حسن .... [٢]
اندازه آن معيّن نشده و اطلاق دارد و مىگويد اگر از ٢٤ ماه كمتر شود، به هر مقدارى جايز است؛ بنابراين:
اوّلًا،
آن دو حديث از نظر دلالت خيلى قوى نبود.
ثانياً،
آيه شريفه اطلاق دارد و مىگويد اگر تراضى حاصل شود به هر مقدارى كه كمتر باشد، مىتوان از شير باز گرفت.
ثالثاً،
حديث حلبى هم مىگويد اگر بر كمتر از ٢١ ماه تراضى شود مانعى ندارد.
أضف إلى ذلك؛
سيره مستمرّه اهل شرع داريم كه كمتر از ٢١ ماه هم جايز است و كمتر خانوادهاى يافت مىشود كه ٢١ ماه شير دهند، آيا مىتوان گفت همه اين خانوادهها گناه كردهاند؟!
از سوى ديگر اجماع و شهرت هم داريم كه كمتر از ٢١ ماه جايز نيست، در اينجا چه كنيم؟
١٢٣ ادامه مسأله ١٥ ١٣/ ٠٣/ ٨٥
آيا اگر بيش از ٢٤ ماه شير دهند، جايز است؟
در اين مسأله اختلاف است و مشهور قائل به جواز شده و معتقدند كه بيش از ٢٤ ماه شير دادن جايز است، از كسانى كه از عبارتشان اجماع فهميده مىشود، مرحوم صاحب حدائق است كه مىفرمايد:
لاخلاف نصّاً و فتوى فى أنّ مدّة الرضاع المحدودة شرعاً و إن جازت النقيصة عنها و الزيادة عليها حولان كاملان (تعبير «لاخلاف» زيادت بر حولين كاملين را هم شامل است و بعيد نيست شامل تعبير «جازت الزيادة و النقيصة» هم بشود) [٣].
مرحوم صاحب جواهر [٤] هم تصريح مىكند كه مشهور بر اين است كه زيادت جايز است.
دليل جواز: روايت
يك روايت داريم كه شير دادن بيش از دو سال را جايز مىداند.
* ... عن سعد بن سعدالأشعرى (سند خوب است) عن أبى الحسن الرضا عليه السلام قال: سألته عن الصبى هل يرضع أكثر من سنتين؟
فقال: عامين فقلت: فإن زاد على سنتين هل على أبويه من ذلك شىء؟
قال: لا. [٥]
سند روايت خوب و صريح است در اين كه شيردادن بيش از دو سال اشكالى ندارد و شهرت هم بر اين معنى دلالت دارد.
روايات معارض:
در مقابل روايت فوق دو روايت است كه بيش از دو سال را نهى مىكند:
* ... عن الحلبى (سند ظاهراً خوب است) قال: قال أبوعبداللَّه عليه السلام ليس للمرأة أن تأخذ فى رضاع ولدها أكثر من حولين كاملين .... [٦]
* ... و ليس لها أن تأخذ فى رضاعه فوق حولين كاملين .... [٧]
ما هستيم و يك روايت كه مؤيّد كلام مشهور است و دو روايت در طرف ديگر، آيا بين اين روايات جمع عرفى ممكن است؟
[١]. سوره بقره، آيه ٢٣٣.
[٢]. ح ١، باب ٧٠ از ابواب احكام اولاد.
[٣]. ج ٢٥، ص ٧٩.
[٤]. ج ٣١، ص ٢٧٧.
[٥]. ح ٤، باب ٧٠ از ابواب احكام اولاد.
[٦]. ح ١، باب ٧٠ از ابواب احكام اولاد.
[٧]. ح ٧، باب ٧٠ از ابواب احكام اولاد.