كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢١ - طايفه دوّم
يأتيها و لا ينزل فيها؟ فقال: إذا أتاها فقد طلب ولدها (مجرّد دخول كافى است، چون احتمال جذب و انزال هست) [١].
مفهوم اين حديث اين است كه با ادنى احتمال هم ولد ملحق مىشود كه مفهوم ديگر حديث «الولد للفراش» است.
* عبداللَّه بن جعفر فى قرب الإسناد (اشكال سندى دارد) عن السندى بن محمّد، عن أبى البخترى (وهب بن وهب و ضعيف است) عن جعفر بن محمّد عن أبيه عليهما السلام قال: جاء إلى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله رجل فقال: إنّى كنت أعزل عن جارية (افراغ النطفه خارج الرحم) لى فجائت بولد فقال: على الوكاء (دهانه مشك) قد ينفلت (دهانه مشك را هر چه محكم ببندى باز ممكن است چيزى از آن بيرون بريزد) فألحق به الولد. [٢]
اين تعليل در روايت با عرض ما سازگار است، كه چون احتمال هست ولد ملحق است، بنابراين شرط اوّل (دخول يا به حكم دخول حاصل شده و انزال محتمل است) روشن است، ولى يقين به عدم دخول را نتوانستيم از ادلّه به دست آوريم.
شرط دوّم: ستة أشهر
اقوال:
اين شرط مسلّم است و ادّعاى اجماع شده است و صاحب جواهر از صاحب مسالك نقل مىكند كه علماى اسلام (فقهاى شيعه و اهل سنّت) به اين شرط قائلند.
ادلّه:
براى اثبات اين شرط به آيه و روايات استدلال شده است.
١- آيات:
دو آيه داريم كه هر يك مطلب جداگانهاى را مىگويد ولى از ضميمه اين دو آيه به هم مطلب ثالثى استفاده مىشود. قرآن در آيهاى مىفرمايد: والوالدات يرضعن أولادهنّ حولين كاملين [٣] و در آيه ديگر مىفرمايد: و حمله وفصاله ثلاثون شهراً [٤].
از كم كردن ٢٤ ماه از ٣٠ ماه، روشن مىشود كه اقلّ حمل ٦ ماه است كه به اين دلالت در اصول «دلالت اقتضا يا تنبيه و اشاره» مىگويند كه دلالت واضحى است و اين آيه براى استدلال كافى است و امّا روايات در جلسه آينده خواهد آمد.
١٠١ ادامه مسأله ١ ١٢/ ٠٢/ ٨٥
٢- روايات:
روايات دو طايفه است:
طايفه اوّل:
رواياتى كه مفسّر و ناظر به آيات است و در باب ١٧ از ابواب احكام اولاد آمده است.
* محمّد بن محمّد المفيد فى الارشاد قال: روت العامّة و الخاصّة عن يونس عن الحسن (بعيد است كه مراد امام حسن عليه السلام باشد و احتمال دارد كه حسن بصرى مراد باشد) أنّ عمر أتى بامرأة قد ولدت لستّة أشهر فهمّ برجمها، فقال له أميرالمؤمنين عليه السلام: إن خاصمتك بكتاب اللَّه خصمتك (اگر به آيات قرآن استدلال كنم بر تو پيروز مىشوم) إنّ اللَّه تعالى يقول: «حمله و فصاله ثلاثون شهراً» و يقول: «و الوالدات يرضعن اولادهنّ حولين كاملين» (كه نتيجه آن اين است كه اقلّ حمل شش ماه است) ... فخلّى عمر سبيل المرأة. [٥]
مرحوم شيخ طوسى در كتاب المجالس و الأخبار آورده است:
* عن هشام بن سالم، عن أبى عبداللَّه عليه السلام قال: حمل الحسين عليه السلام ستّة أشهر و أرضع سنتين و هو قول اللَّه عزّوجلّ: «و حمله و فصاله ثلاثون شهراً». [٦]
اين روايات دليل بر اين است كه اقلّ حمل شش ماه است.
إن قلت:
ممكن است ولادت امام حسين عليه السلام اعجابآميز باشد.
قلنا:
از اين كه امام به آيه استدلال فرموده معلوم مىشود كه در مورد ديگران هم امكانپذير است.
طايفه دوّم:
رواياتى كه ارتباطى به آيه ندارد و شش ماه را مىگويد كه جمعاً هفت روايت است. از باب نمونه بعضى از اين روايات را مىخوانيم:
* ... عن الحلبى (سند صحيح است) عن أبى عبداللَّه عليه السلام قال: إذا كان للرجل منكم الجارية يطأها فيعتقها فاعتدّت و نكحت فإن وضعت لخمسة أشهر فإنّه لمولاه الذى أعتقها و إن وضعت بعد ما تزوّجت لستّة أشهر فإنّه لزوجها الأخير. [٧]
چون قابليّت الحاق به زوج أخير را دارد به زوج اخير ملحق مىشود.
[١]. وسائل، ج ١٤، ح ١، باب ١٠٣ از ابواب مقدمات نكاح.
[٢]. ح ١، باب ٥٩ از ابواب احكام عبيد و اماء.
[٣]. سوره بقره، آيه ٢٣٣.
[٤]. سوره أحقاف، آيه ١٥.
[٥]. ح ٩، باب ١٧ از ابواب احكام اولاد.
[٦]. ح ١٤، باب ١٧ از ابواب احكام اولاد.
[٧]. ح ١، باب ١٧ از ابواب احكام اولاد.