كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥ - بقى هنا شىء
* ... عن سعد بن أبى خلف (همه ثقه هستند) قال: سألت أبا الحسن موسى عليه السلام عن شىء من الطلاق (سؤال نامشخّص است ولى از جواب روشن مىشود كه مراد راوى چه بوده است) فقال:
إذا طلّق الرجل امرأته طلاقاً لايملك فيه الرجعة فقد بانت منه ساعة طلّقها و ملكت نفسها و لاسبيل له عليها و تعتّد حيث شاءت و لا نفقة لها قال: قلت: أليس اللَّه يقول: «لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ ولايخرجن» قال: فقال: إنّما عنى بذلك التّى تطلّق تطليقة بعد تطليقة (طلاق رجعى) فتلك التّى لاتَخْرج ولا تُخْرج حتّى تطلّق الثالثة فإذا طلّقت الثالثة فقد بانت منه و لا نفقة لها و المرأة التى يطلّقها الرجل تطليقة ثمّ يدعها حتّى يخلو أجلها فهذه أيضاً تقعد فى منزل زوجها و لها النفقة و السكنى حتّى تنقضى عدّتها. [١]
اين روايت از نظر سند و دلالت خوب است.
* و عنه (عن محمد بن يعقوب) عن احمد بن محمد (ثقات هستند)، عن على بن الحكم، عن موسى بن بكر، عن زرارة، عن أبى جعفر عليه السلام قال: المطلّقة ثلاثاً ليس لها نفقة على زوجها إنّما ذلك (نفقه) للّتى لزوجها عليها رجعة. [٢]
از نظر سند:
«موسى بن بكر» محلّ بحث است و توثيق نشده است ولى قرائنى بر وثاقتش ذكرشده است:
اوّلًا؛
«ابن ابى عمير» از او نقل مىكند.
ثانياً؛
«صفوان» از اصحاب اجماع از او نقل مىكند كه البتّه دليل قطعى بر وثاقت او نيست ولى شاهد ظنّى است.
ثالثاً؛
گفته شده او خدمت حضرت امام كاظم عليه السلام رسيد، حضرت به او فرمود كه تو كم خون هستى گوشت بخور، بعد از يك هفته حضرت او را مجدّداً رنگ پريده ديد؛ حضرت فرمود:
مگر گوشت نخوردى؟ عرض كرد خوردم، حضرت فرمود:
چگونه خوردى؟ عرض كرد: آب گوشت درست كردم، حضرت فرمود: به صورت كباب بخور، در ادامه حضرت فرمود آيا حاضرى به دنبال بعضى از حوائج من بروى؟ گفت: من بنده شما هستم هر كارى داريد انجام مىدهم. حضرت او را دنبال بعضى از كارها فرستادند. از اينجا استفاده كردهاند كه اگر ثقه نباشد چطور حضرت به او وكالت دادهاند.
ولى اين روايت از خود اوست، پس نمىتوان آن را قرينه بر وثاقت او گرفت و شايد به همين دليل است كه صاحب جواهر اين روايت را خبر زراره مىنامد، در حالى كه روايت قبل را صحيحه مىداند، ولى به نظر ما اين روايت با وجود عمل مشهور كه جابر ضعف سند است مشكل ندارد.
پس دلالت روايت صريح ولى سند قابل گفتگو است.
در بعضى از طرق روايت كلمه «سكنى» هم اضافه شده است.
* عبداللَّهبن جعفر فى قرب الإسناد (محلّ بحث است و به تنهايى دليل نيست مگر رواياتى كه مستقيماً از كتاب على بن جعفر نقل شده يا با عمل اصحاب جبران شده) عن عبداللَّه بن الحسن، عن جدّه على بن جعفر، عن أخيه موسى بن جعفر عليه السلام قال:
سألته عن المطلّقة لها نفقة على زوجها حتّى تنقضى عدّتها؟ قال: نعم.
(اين روايت يا حمل بر غالب مىشود كه غالب طلاقها رجعى است و يا مطلق است و مقيّد مىشود به روايت ديگر كه مىگويد بائنه نفقه ندارد) [٣].
دليل عمده اين روايت است. البتّه رواياتى هم هست كه به آن استدلال نكردهاند و آن رواياتى است كه مىگويد بائنه نفقه ندارد كه قسمت عمده اين روايات در باب ٨ از ابواب نفقات آمده است كه اين روايات مفهوم دارد يعنى رجعيّه نفقه دارد و مسلّم بوده است.
* ... عن عبداللَّه بن سنان، عن أبى عبداللَّه عليه السلام قال: سألته عن مطلّقة الثلاثة عن السنّة هل لها سكنى أو نفقة؟ قال: لا [٤].
از اين كه راوى سراغ مطلّقه ثلاثه رفته معلوم مىشود كه در ذهن روات اين بوده است كه مطلّقه رجعيّه نفقه دارد و به همين جهت سؤال از رجعى نكرده است.
از مجموع اين دلايل پنج گانه ثابت مىشود كه مطلّقه رجعيّه نفقه دارد.
١٩ ادامه مسأله ٦ ٢٣/ ٠٨/ ٨٤
بقى هنا شىء:
نكتهاى در ذيل اين قسمت باقى مانده كه در تحرير الوسيله به آن اشاره نشده ولى مرحوم صاحب جواهر و صاحب رياض و صاحب حدائق متعرّض آن شدهاند. بعضى از نفقه، آلت تنظيف را استثنا كردهاند؛ از شرحى كه در ذيل مسأله داده شده معلوم مىشود كه مراد از آلت تنظيف وسايل تزيين است.
وسايل تنظيف در حدّ معقول و در حدّ شأن از نفقه است.
[١]. ح ١، باب ٨ از ابواب نفقات.
[٢]. ح ٢، باب ٨ از ابواب نفقات.
[٣]. ح ١١، باب ٨ از ابواب نفقات.
[٤]. ح ٥، باب ٨ از ابواب نفقات.