كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥ - قلنا
نكته:
اگر زن از زنانى است كه خانواده و يا سنّ و سالش ايجاب مىكند كه لباس تجمّل هم داشته باشد، در اين صورت واجب است كه زوج در حدّ متعارف آن را تهيّه كند و از نفقه محسوب مىشود.
عبارت مرحوم امام رحمه الله در تحرير چنين بود:
بل لو كانت من ذوات التجمّل وجب لها زيادة على ثياب البدن ثيابٌ على حسب أمثالها.
ظاهر تعبير «ذوات تجمّل» كه در عبارت تحرير آمده، اين است كه زنان دو دستهاند: يك دسته صاحب تجمّل و دسته ديگر بدون تجمّل.
قلنا:
فرقى بين ذوات تجمّل و غير ذوات تجمّل نيست، بلكه تمام زنها به حسب اختلاف مراتب داراى لباس زينتى براى مجالس مهمانى هستند. قرآن در اين مورد تعبير جالبى دارد و مىفرمايد:
«أوَ مَن يُنَشّؤ فى الحلية» [١]؛ مطابق اين آيه جنس زن زندگىاش در حليه و زينت نشو و نمو مىكند، يعنى مقدارى از تجمّل جزء ذات و زندگى اوست، حتّى زنان ائمّه هم زيور آلاتى داشتند، پس نه تنها لباس زينتى بلكه زيور آلات زينتى هم جزئى از زندگى آنان است و شاهد آن اين است كه طلا و يا حرير بر مردان حرام و بر زنان حلال است، بنابراين آن مقدار كه معمول است جزء نفقه است.
از اينجا به بحث زيور آلات منتقل مىشويم يعنى وقتى مرد قدرت داشته باشد بر او لازم است، زيور آلات تهيّه كند و نمىتوان زنى را يافت كه مطلقا زينت آلات نداشته باشد.
وسايل آرايش، در حدّ معقول و در زمانى كه شأنشان است جزء نفقه محسوب مىشود البتّه اگر نفقه را فقط در ضروريات بدانيم اينها ضرورى نيست و داخل در نفقه نخواهد بود ولى وقتى رفاهيّات را هم جزء نفقه دانستيم، وسايل آرايش هم داخل است و تفاوتى با لباسى زينتى ندارد.
در اينجا دو نكته لازم به ذكر است:
١- نبايد زنان مسلمين را عادت دهيم كه چشم و گوش بسته به دنبال غربىهاى بت پرست بيافتند و كارشان به جايى برسد كه اگر لباسى را يكبار در يك مجلس پوشيدند، ديگر حاضر نباشند براى بار دوّم آن را بپوشند، چرا كه اسراف و تجمّل پرستى، حرام است.
قرآن زينت را براى زن امضا كرده و مىفرمايد:
«و لايبدين زينتهنّ إلّالبعولتهنّ» [٢] كه اين در واقع امضاى زينت براى زن است، پس زينت جزء نفقه است ولى نبايد به اسراف و مُد پرستى كشيده شود.
٢- من العجب با اين كه همه اين امور جزء نفقات است، در آغاز ازدواج سنّت بر اين است كه غالب اينها به عنوان جهيزيّه بر دوش زن مىافتد، در حالى كه اينها جزء نفقاتى است كه بايد شوهر بدهد؛ در صدر اسلام هم چنين نبود، به عنوان مثال حضرت على عليه السلام زره خود را فروخت و از يك سوّم پول آن جهيزيّه حضرت زهرا عليها السلام را تهيّه كرد، پس در صدر اسلام بر دوش مرد بود، چگونه شد كه بر دوش زن افتاد و سنّتى عالمگير شد؟!
البتّه در بعضى مناطق مهريّه را دو بخش مىكنند، يك بخش حاضر و بخش ديگر غايب كه بر ذمّه زوج است؛ مهريّه حاضر را مىگيرند و از آن جهيزيّه تهيّه مىكنند، در آنجا نيز اين سؤال مطرح است كه اگر مهر براى زن است، چرا از آن جهيزيّه تهيّه مىكنند؟
تصوّر ما اين است كه علّت و سبب، مهريّههاى سنگين است، به اين بيان كه وقتى مهريّه سبك بود، زوج جهيزيّه تهيّه مىكرد ولى وقتى مهريّه سنگين شد، ديگر جايى براى تحميل جهيزيّه بر زوج نيست و تهيّه وسايل منزل را بر دوش مرأه مىگذارند تا تعادل برقرار شود و به همين جهت است كه در عرف مىگويند هر چه مهريّه سنگين شد، جهيزيّه هم بايد سنگين باشد.
٣٥ ادامه مسأله ٨ ١٦/ ٠٩/ ٨٤
٣- فراش، فرش و غطاء:
مرحوم امام در اين مورد مىفرمايد:
و هكذا الفراش و الغطاء، فإنّ لها ما يفرشها على الأرض و ما تحتاج إليها للنوم من لحاف و مخدّة و ما تنام عليها، و يرجع فى قدرها و جنسها و وصفها إلى ما ذكر فى غيرها،
«فرش» به معنى زير انداز و «فراش» به معنى بستر و غطاء به معنى روانداز (لحاف) و جزء وسايل زندگى است. هر شخصى نياز به يك زيرانداز و يك بستر براى استراحت دارد.
[١]. سوره زخرف، آيه ١٨.
[٢]. سوره نور، آيه ٣١.