كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٤ - ٢- روايات
* ... عن منصور بن حازم (سند معتبر است) عن أبى عبداللَّه عليه السلام قال: العقيقة فى الغلام و الجارية سواء [١].
ممكن است كسى ايراد كند به اين كه منظور از «سواء» در ناحيه استحباب است، چون بعضى گمان مىكردند كه فقط مذكّر عقيقه دارد و مؤنّث عقيقه ندارد ولى در بين روايات رواياتى داريم كه مىگويد براى هر دو كبش قربانى كنيد كه ديگر جاى اين اشكال نيست.
* ... عن ابى بصير، عن أبى عبداللَّه عليه السلام قال: عقيقة الغلام و الجارية كبش [٢].
* ... عن ابن مسكان، عن أبى عبداللَّه عليه السلام قال: سألته عن العقيقة فقال: عقيقة الجارية و الغلام كبش كبش (هر دو مساوى هستند). [٣] براى قول عدم تناسب شش روايت و در طرف ديگر دو روايت داريم كه يكى از نظر دلالت مشكل دارد، بنابراين نمىتوانيم با قول تناسب موافقت كنيم و به حسب ظاهر نر و ماده شرط نيست و تفاوتى ندارد.
فرع سوّم: استحباب كونه فى اليوم السابع
سابقاً بيان شد كه روايات متعدّد حتّى از طرق عامّه داريم كه روز سابع مستحب است كه روايات متضافر است، اگر نگوييم متواتر است.
فرع چهارم: لو أخرها لايسقط استحبابها إلى آخر العمر
اگر در روز سابع انجام نشد و تأخير افتاد، ساقط نمىشود. در روايت [٤] راوى سؤال كرد كه نمىدانم پدرم براى من عقيقه كرده يا نه؟ امام به او فرمود عقيقه كن و او عقيقه كرد، در حالى كه به سنّ پيرى رسيده بود كه اين دليل بر جواز تأخير است، ولى يكى دو روايت معارض دارد كه مىفرمايد بعد از روز هفتم ختان نيست.
جمع بين روايات به اين است كه يوم سابع افضل و بعد از آن مستحب غير افضل است.
فرع پنجم: استحبابها ولو بعد الممات
فقها در مورد اين فرع به رواياتى كه مىفرمايد: الإنسان مرتهن بعقيقته [٥] استدلال كردهاند و روايتى كه بگويد بعد از ممات مستحب است نداريم، اگر چه روايتى داريم كه مىگويد اگر بچّه قبل از روز هفتم بميرد، ديگر عقيقة ندارد.
مستدلّين مىگويند اگر بدون عقيقه بميرد در روز قيامت هم گروگان است، پس او را با عقيقه آزاد كن، حتّى بعد از ممات.
به عقيده ما اين روايات اصل اهمّيّت عقيقه را مىگويد نه اين كه عقيقه بعد الممات هم مستحب باشد، بنابراين استدلال خالى از اشكال نيست.
فرع ششم:
لابدّ أن يكون من الأنعام الثلاثة
مستحب است عقيقه خارج از انعام ثلاثه (گاو، گوسفند و شتر) نباشد نه از پرندگان و نه از حيوانات دريا، دليل اين مسأله دو روايت است.
* ... فإن لم يوجد كبش أجزأه ما يجزء فى الأضحية. [٦]
* ... عن محمّد بن مارد، عن أبى عبداللَّه عليه السلام قال: سألته عن العقيقة فقال: شاة أو بقرة أو بدنة (شتر قوى پيكر) الحديث. [٧]
از اين روايات استفاده مىشود كه بايد از انعام ثلاثه باشد.
١١٢ ادامه مسأله ٩ ٢٧/ ٠٢/ ٨٥
فرع هفتم: عدم كفاية التصدّق بثمنها
دّق به ثمن عقيقه براى درك فضيلت آن كافى نيست و پول جانشين عقيقه نمىشود، اگر چه صدقه هم ثواب دارد.
مرحوم صاحب جواهر مىفرمايد:
بلاخلاف. [٨]
ادلّه:
به دو دليل تمسّك شده است كه دليل اوّل به نظر ما پيچ و خم دارد:
١- اصل:
در واقع اين همان اصل اشتغال است، منتهى اشتغال استحبابى نه وجوبى، يعنى اگر اشتغال ذمّه استحبابى (عقيقه كردن) هست آيا با دادن ثمن آن اين اشتغال زائل مىشود؟ اصل اين است كه اشتغال ذمّه استحبابى باقى است و دادن ثمن كافى نيست.
٢- روايات:
دو روايت است كه در ابواب احكام اولاد آمده است.
* ... عن عبداللَّه بن بكير قال: كنت عند أبى عبداللَّه عليه السلام فجاءه رسول عمّه عبداللَّه بن على فقال له: يقول لك عمّك: إنّا طلبنا العقيقة فلم
[١]. ح ١، باب ٤٢ از ابواب احكام اولاد.
[٢]. ح ٣، باب ٤٢ از ابواب احكام اولاد.
[٣]. ح ٤، باب ٤٢ از ابواب احكام اولاد.
[٤]. ح ١، باب ٣٩ از ابواب احكام اولاد.
[٥]. ح ١ و ٢ و ٦ و ٧ باب ٣٨ از ابواب احكام اولاد.
[٦]. ح ١، باب ٤١ از ابواب احكام اولاد.
[٧]. ح ٢، باب ٤١ از ابواب احكام اولاد.
[٨]. ج ٣١، ص ٢٦٨.