كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٩ - مسألة ٢
بى سرپرست بگذارند يعنى ورّاثِ پدر هم بايد نفقه آن صغير را بدهند و نبايد او را رها كنند. از بعضى از روايات هم اين معنا استفاده مىشود:
* ... عن محمّد بن مسلم، عن احدهما عليهما السلام قال سألته عن قوله تعالى: «و على الوارث مثل ذلك» قال: هو فى النفقة على الوارث مثل ما على الوالد. [١]
آيا وارث از مال خودش بدهد كه دليل بر وجوب نفقه بر وارث است، يا از مال ميّت (تركه)؟ بيان شد كه بعيد است وارث از مال خودش بدهد چون اگر بچّه سهم الارث دارد، ديگر نفقهاش بر عهده اقارب نيست. ما اين را قرينه گرفتيم بر اين كه نفقه بايد از تركه ميّت داده شود يعنى و على الوارث أن يؤدّى من تركة الميّت مثل ذلك و دليل اين كه از تركه بايد داده شود شايد به خاطر اين است كه وقتى پدر بچّه را به مرضعه سپرد ظاهرش استيجار است كه در مقابل شير دادن، نفقه زن را بدهد كه همان اجرت است، كأنّها مستأجرة للرضاع فى مقابل النفقة، و در واقع شوهر بدهكار است و بايد بدهى او را از اصل تركه بر دارند.
سلّمنا؛
كه معنى آيه اين باشد كه در مورد مرضعه نفقه بر وارث ثابت است و شايد بچه شيرخوار به خاطر ضعفى كه دارد تحت حمايت شارع واقع شده است و شارع فرموده در مدّت رضاع، وارث بايد نفقه اين بچّه را بپردازد، پس از مسأله رضاع كه مسأله خاصّى است نمىتوان به هر انسان فقيرى تعدّى كرد.
با وجود اين احتمال، ابهامات آيه از بين مىرود و دليلى براى ابن أبى ليلى و ديگران باقى نمىماند.
٧٥ ادامه م ١ و م ٢ (اشتراط الفقر فى الانفاق) ١٣/ ١٢/ ٨٤
الأمر الثانى:
بيان شد كه نفقه اقارب غير از عمودين و اولاد واجب نيست، ولى مستحبّ مؤكّد است و از نظر شارع اهميّت فوقالعادهاى دارد و هم آيات و هم روايات دلالت بر اين معنى دارد. به عنوان مثال در آيه آمده است:
«كتب عليكم إذا حضر أحدكم الموت إن ترك خيراً الوصيّة للوالدين و الأقربين بالمعروف حقّاً على المتّقين» [٢].
آيه تعبير «كتب» و «حقّاً» دارد كه نشانه اهمّيّت موضوع است، در حالى كه وصيّت واجب نيست و از آن استفاده استحباب مؤكّد مىشود. «معروف» اشاره به اين است كه بيش از ثلث وصيّت نكند چون ضرر به ورثه است. ظاهر آيه نشانه وجوب است ولى اجماع و روايت داريم كه وصيّت واجب نيست، پس مستحبّ مؤكّد است.
و يا در آيه ديگر مىفرمايد:
«يسئلونك ماذا ينفقون قل ما انفقتم من خير فللوالدين و الأقربين و اليتامى و المساكين و ابن السبيل». [٣]
آيه تأكيد به انفاق دارد و چون مىدانيم واجب نيست، حمل بر استحباب مىكنيم.
در روايات هم به اين معنى اشاره شده است، روايات متعدّدى از جمله در باب ١٢ از ابواب نفقات و همچنين در باب ٢٠ از ابواب صدقات در مورد انفاق بر اقربا آمده است.
* ... عن زكريا المؤمن رفعه إلى أبى عبداللَّه عليه السلام قال: من عال بنتين أو أختين أو عمّتين أو خالتين حجبتاه من النار بإذن اللَّه. [٤]
چرا روايت فقط اين اقارب را نام برده است؟
چون اينها ضعيف ترند و بيشتر نياز به كمك دارند.
* الحسن بن على العكسرى عليهما السلام فى تفسيره فى قوله تعالى «و ممّا رزقناهم ينفقون» قال: من الزكاة و الصدقات و الحقوق اللازمات و سائر النفقات الواجبات على الأهلين و ذوى الأرحام القريبات و الآباء و الأمهّات (صدقاتى كه بعد از زكات ذكر مىشود مستحبّ است، چون زكات صدقه واجب است) و كالنفقات المستحبّات على من لم يكن فرضاً عليهم النفقة من سائر القرابات (جاى ترديد نيست كه مستحبّ مؤكّد است) .... [٥] گاهى ممكن است انفاق بر غير عمودين و اولاد از باب صله رحم واجب باشد، البتّه اگر مصداق صله رحم باشد، يعنى وقتى به ديدار برادرش كه فقير است مىرود، عرفاً مىگويند اقلًاّ كمكى به او مىكردى، در اين صورت ديدار برادر با دست خالى صله رحم نيست پس اگر مصداق صله رحم شد، واجب مىشود منتهى به عنوان ثانوى.
مسألة ٢:
يشترط فى وجوب الإنفاق على القريب فقره و احتياجه بمعنى عدم وجدانه لما يقوت به فعلًا فلا يجب انفاق من قدر على نفقته فعلًا و إن كان فقيراً لا يملك قوت سنته و جاز له أخذ الزكاة و نحوها و أمّا غير الواجد لها فعلًا القادر على تحصيلها فإن كان ذلك
[١]. ح ٣، باب ١٢ از ابواب نفقات.
[٢]. سوره بقره، آيه ١٨٠.
[٣]. سوره بقره، آيه ٢١٥.
[٤]. ح ١، باب ١٢ از ابواب نفقات.
[٥]. ح ٢، باب ١٢ از ابواب نفقات.