كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٧ - ٢- روايات
مرحوم صاحب جواهر بعد از نقل كلام كشف اللثام و نقل ادّعاى اجماع او مىفرمايد:
و لعلّه ظاهر غيره أيضاً (اجماع ظاهر كلام غير مرحوم كاشف اللثام هم هست) [١].
بنابراين ادّعاى اجماع متعدّد شده و مرحوم صاحب جواهر در ادامه مىفرمايد:
فما عن بعض من الجواز (كمتر از ٢١ ماه) ... واضح الضعف.
از اين تعبير استفاده مىشود كه كسى كه كمتر از ٢١ ماه را جايز بداند در بين فقها داريم.
اهل سنّت در مورد حدّ و حدود ارضاع قول واحدى ندارند و در مورد نهايت رضاع، سه قول در ميان آنها مشهور است:
١- حولان و نصف يعنى سى ماه (قول ابوحنيفه).
٢- حولان فقط (قول شاگرد ابوحنيفه).
٣- حولان و شهران يعنى ٢٦ ماه (قول مالك). [٢] بررسى ادلّه مسائل سه گانه:
ادلّه حكم اوّل
(شير دادن ٢٤ ماه):
١- آيه
«و الوالدات يرضعن اولادهنّ حولين كاملين ... لمن أراد أن يتمّ الرضاعة»: [٣]
بنابراين مطابق آيه، ٢٤ ماه شير دادن واجب است.
٢- روايات:
روايات متعدّدى داريم كه صريحاً حولين كاملين مىگويد كه از باب نمونه دو حديث را بيان مىكنيم:
* ... عن الحلبى قال: قال ابوعبداللَّه عليه السلام: ليس للمرأة أن تأخذ فى رضاع ولدها أكثر من حولين كاملين (نهايت حدّ رضاع حولين كاملين است و زائد بر آن جايز نيست) .... [٤]* ... عن عبدالوهّاب ابن الصبّاح (مجهول الحال است ولى چون روايات متضافر و معمول بهاى اصحاب است و در بين آنها روايات صحيح هم وجود دارد از اسناد روايات بحث نمىكنيم و ضعف بعضى از اسناد ضررى ندارد) قال: قال ابوعبداللَّه عليه السلام ... و إن أراد أن يتم الرضاعة فحولين كاملين. [٥]
تا اينجا روشن است كه قرآن و روايات حولين كاملين را حدّ اعلاى رضاع مىدانند.
ادلّه حكم دوّم
(جواز ٢١ ماه):
١- آيه:
«و حمله و فصاله ثلاثون شهراً»: [٦]
اطلاق، بر فرد غالب حمل مىشود و فرد غالب حمل نه ماه است كه وقتى از ثلاثون شهراً كم شود ٢١ ماه مىماند، پس ٢١ ماه شيردادن جايز است.
إن قلت:
براى اقلّ حمل (شش ماه) به اين آيه استدلال شده است كه از ضميمه آن به حولين كاملين، اقلّ حمل شش ماه مىشود، آيا تناقضى ندارد؟
قلنا:
منافاتى بين اين دو نيست، چون در ما نحن فيه فرد غالب را گفتيم و در مورد اقلّ حمل به قرينه آيه ديگر حمل بر فرد غير غالب كرديم، چرا كه حملِ اطلاق بر فرد نادر در جايى كه قرينه همراهش باشد بلامانع است، يعنى وقتى اطلاق از فرد نادر منصرف است كه قرينهاى نداشته باشيم، بنابراين آيه هم فرد غالب را مىگيرد و هم به كمك قرينه فرد نادر را.
١٢٢ ادامه مسأله ١٥ ١٠/ ٠٣/ ٨٥
٢- روايات:
عمدتاً دو روايت است كه از آن استفاده مىكنند كه كمتر از ٢١ ماه جايز نيست.
* ... عن عبدالوهّاب بن الصباح (مجهول الحال است) قال: قال أبوعبداللَّه عليه السلام: الفرض فى الرضاع أحد و عشرون شهراً فما نقص عن أحد و عشرين شهراً فقد نقص المرضع (شيردهنده كم گذاشته) .... [٧] آيا از اين حديث مىتوان وجوب استفاده كرد؟ ذيل روايت مقدارى دلالت را كمرنگ مىكند، چون مىگويد شير دهنده كم گذاشته و دلالت ندارد كه حرام است.
در سند «محمّد بن سنان» محلّ بحث است ولى ممكن است گفته شود ولو حديث از نظر سند ضعيف است امّا چون معمول بهاى اصحاب است اشكالى ندارد ولى اشكال دلالى به قوّت خود باقى است.
* ... عن أبى عبداللَّه عليه السلام قال: الرضاع واحد و عشرون شهراً فما نقص فهو جورٌ على الصبى. [٨]
[١]. ج ٣١، ص ٢٧٧.
[٢]. الفقه على المذاهب الأربعة، ج ٤، ص ٢٥٠- ٢٥٣.
[٣]. سوره بقره، آيه ٢٣٣.
[٤]. ح ١، باب ٧٠ از ابواب احكام اولاد.
[٥]. ح ٢، باب ٧٠ از ابواب احكام اولاد.
[٦]. سوره احقاف، آيه ١٥.
[٧]. ح ٢، باب ٧٠ از ابواب احكام اولاد.
[٨]. ح ٥، باب ٧٠ از ابواب احكام اولاد.