كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٩ - ٢- رواياتى كه اغلف را مذمّت مىنمايد
اين استدلال عجيب است و مرحوم صاحب حدائق مىفرمايد: وضعفه أظهر من أن يخفى [١]. ولى دليلى بر اين مسأله نداريم و مرحوم امام در مورد عدم شرطيّت ختان در صحّت صلوة «اقوى» فرمودند كه به نظر ما از اقوى هم بالاتر است و عدم اشتراطه واضح.
اهل سنّت درطواف هم شرطيّت ختان را قائل نيستند ولى ما روايات متعدّد و اجماع اصحاب داريم كه در طواف شرط است.
إن قلت:
شايد كسانى كه گفتهاند ختان شرط صحّت صلوة هم هست، دليلشان اين باشد كه چون قطراتى از بول در بين غلفه باقى مىماند، به همين جهت بدن شخص نجس مىشود و با بدن نجس نماز صحيح نيست.
قلنا:
ما فرض مىكنيم كه غلفه را جابجا كرده و شستشو مىدهد تا بول باقى نماند، علاوه بر اين ممكن است گفته شود مادامى كه غلفه قطع نشده حكم باطن را دارد و طهارت باطن لازم نيست، بنابراين ختان شرط صحّت هر طوافى- چه واجب و چه مستحب- هست (به دليل اطلاق روايات) ولى شرط صحّت صلوة نيست.
مسألة ٦:
الأحوط فى الختان قطع الغلاف بحيث يظهر تمام الحشفة كما هو المتعارف بل لايخلو من قوّة.
ادلّه:
در مورد اين مسأله دليل خاصّى نداريم ولى به دو امر مىتوان استدلال كرد:
١- مفهوم ختان:
در عرف عام و عرف متشرّعه ختان به اين معنى است كه تمام غلفه را بردارند و اگر نصف آن را بردارند همه مىگويند ناقص است.
٢- رواياتى كه اغلف را مذمّت مىنمايد:
رواياتى داشتيم كه اغلف را مذمّت مىكرد [٢] و اغلف كسى است كه داراى غلفه است، بنابراين نقطه مقابل آن كسى است كه غلفهاش برداشته شده و بايد تمام آن برداشته شود و اگر نصف
[١]. ج ٢٥، ص ٥٢.
[٢]. ح ١ و ٤ و ٥ در باب ٥٢ و ح ١ باب ٥٧ از ابواب احكام اولاد.