مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٦٣ - شرح حديث حماد
و «حريز» بحاء وراء بىنقطه و در آخرش زاى نقطهدار، ابن عبداللَّه سجستانى است كه اصل او از كوفه بوده چون به سجستان سفر بسيار براى تجارت مىكرده به سجستانى مشهور شده. و علماى رجال او را ثقة و ازاصحاب و راويان احاديث حضرت صادق عليه السلام شمردهاند، و چندين كتاب از تصانيف او نقل كردهاند[١].
فقال لا عَلَيْكَ يا حَمَّاد قُمْ فَصَلِّ.
پس فرمود حضرت امام عليه السلام كه نيست بر تو قصورى و ننگى اى حمّاد برخيز و نماز گذار تا ببينم كه چون به آن قيام مىنمايى.
و احتمال مىرود كه معنى اين باشد كه نيست بر تو عمل كردن به كتاب حريز هرگاه دست تو به من رسد بلكه بايد كه اخذ آداب نماز از من نمايى و به آن عمل كنى.
قال: فَقُمْتُ بينَ يَديْهِ مُتَوَجّهاً إلى القِبْلَة فاسْتَفْتَحْتُ الصلاةَ فركَعْتُ وَ سَجَدْتُ.
گفت حمّاد پس ايستادم در برابر آن حضرت عليه السلام رو به قبله، پس ابتدا كردم نماز را و تكبيرةالاحرام گفتم و ركوع و سجود به جا آوردم.
فقال يا حمّاد: لا تُحْسِنْ أنْ تُصَلّىَ ما أقبَحَ بِالرجُلِ مِنْكُم يأتى عليه سِتّونَ سنة اوْ سبعون سنةً فلا يُقيمُ صلاةً واحِدَةً بِحُدوُدِها تامَّةً.
پس چون حضرت امام عليه السلام ملاحظه نماز من نمود، فرمود اى حمّاد خوب نمىتوانى كه نماز گذارى چه بسيار قبيح مىنمايد به مردى از شما اين كه گذرد از عمر او شصت سال يا هفتاد سال به اين روش كه بر پاى ندارد يك نماز را به اندازهها و شروطى كه شارع مقرّر فرموده در آن بر وجه تمام و كمال.
و مراد حضرت به قول اوّل كه فرمود قصورى و ننگى نيست بر تو اين بود كه تعليم گرفتن براى كسى كه چيزى را خوب نداند ننگ نيست و ناچار است از آن، بلكه ننگ و عيب ندانستن و بر آن نحو به سر بردن و بر جهالت ماندن است.
قال حمّاد فَأصابَنى في نَفْسي الذُلُّ، فقلت جُعِلْتُ فِداكَ فَعَلِّمْنى الصَلاةَ.
[١]. رجوع شود به جامع الرواة، ج ١، ص ١٨٢ و ١٨٣.