مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٤٦٣ - رساله حاضر
بزرگ حكيم عصر قاجار، فيلسوف متأله ملّا على نورى كه مجدّد حكمت متعاليه در قرن سيزدهم است، با بهرهگيرى از دانش وافر عقلانى و روايى در صدد تفسير اين روايت برآمده، و برخلاف ظاهر روايت، مفاد آن را به مراتب طينت و اخلاق در انسان سوق داده و به تأويل آن پرداخته است. وليك تفسير خود او نيز به سان اصل حديث از پيچيدگىهاى خاصى برخوردار است، لذا در ذيل به خلاصه كلام وى اشارتى خواهيم داشت.
بنا بر سلسله ترتيبى وارد در حديث، رموز و اشارات حديث به ترتيب زير خواهد بود:
زمين: اشاره به زمين نادانى است كه مقابل زمين عقلانى كه محلّ تجليات اشراقى حضرت حق است قرار دارد.
ماهى (/ حوت): طبيعت بهيميهاى است كه درختِ تلخ جهل از آن بهره مىگيرد.
آب: ماده هيولانى غير معتدل و غير قابل براى درك عقلانيات است.
صخره: دلِ سختِ سنگ گونهاى است كه با اين وجود منشأ عمران دنياى مادى انسانى گشته است.
گاو نر: نفس اماره است كه منشأ جهالت و طغيان بوده، داراى دو شاخ قوه غضبيه و شهويه است.
خاك نمناك: طينت گناه و سركشى است.
و امّا اين كه «خاك نمناك»، خود در كجا واقع است، از اسرار قَدر الهى است كه جز راسخون در علم آن را نمىدانند[١].
بنا به تأويلات فوق، طينت موجود در هر انسانى بر وفق احاديث طينت، موجب حال آينده اوست، و در اين حديث به مراتب طينت ظلمانى و چگونگى اثر آن در
[١]. در اين مقام ملا على نورى، گفتار مشبعى را در شناخت مرتبه عالمان علوى و دشوارى گفتار ايشان ايراد نموده است.