مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ١١٦ - مؤلف
بعد از فوت شيخ انصارى، ميرزاى آشتيانى به تهران آمد و مقيم شد. شيخ مرتضى آشتيانى در تهران بعد از سنين رشد، مشغول فراگيرى علم شد و از محضر پدر درس مىگرفت. استعداد و علاقه وافر ايشان به اندوختن معارف الهى و علوم اهل بيت عليهم السلام باعث توجه و اهتمام هر چه بيشتر پدر، نسبت به او شد. او همچنين در سالهاى بعد، در درس حكيم ابوالحسن جلوه شركت مىكرد[١].
حاج شيخ مرتضى با خيرالنساء خانم، دختر آية اللَّه سيد محمدطباطبايى، روحانى و رهبر بزرگ مشروطه ازدواج كرد. در سال ١٣١٢ ق، ميرزاى آشتيانى به حج مشرف شد و در بازگشت، براى زيارت عتبات عاليات به عراق رفت. در اين سفر، حاج شيخ مرتضى كه جوانى فاضل بود، به توصيه پدر در حوزه علميه نجف اشرف، ماندگار شد و از محضر بزرگانى چون آية اللَّه آخوند خراسانى، آية اللَّه حاج ميرزا حبيب اللَّه رشتى و آية اللَّه حاج ميرزا حسينِ حاج ميرزا خليل، در فقه و اصول و شيخ عبدالحسين صالحى در معقول، بهرهمند گرديد و مدارج عاليه اجتهاد و فقاهت را طى نموده و در سال ١٣١٧ ق، به ايران بازگشت و به تدريس و تحقيق پرداخت.
در سالهاى بعد از پدر، توليت مسجد و مدرسه مروى كه بزرگترين مدرسه علميه تهران است و توليت آن با اعلم علماى اين شهر مىباشد به ايشان واگذار شد.
همچنين در مسجد خازن الملك به امامت مشغول شد و از آن پس، روز به روز به مقام و موقعيت علمى و اجتماعى او افزوده گشت.
حاج شيخ مرتضى، تا سال ١٣٤٠ ق، در تهران بود و در اين سال به مشهد مقدس، مشرف شد و در آن حوزه بزرگ، مشغول تدريس گرديد، تا اين كه در سال ١٣٥٣ ق، در پى حوادثى كه در مشهد، به جهت مسائل كشف حجاب، روى داد، به حكم اجبار، به شهر رى آمد.
مرحوم آشتيانى، در سال ١٣٦٠ ق، مطابق با ١٣٢٠ ش كه رضاشاه از ايران رفت، به
[١]. مكارم الآثار، ج ٧، ص ٢٣٤٢.