فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٨ - شيوه جانشينى در انديشه مردم عصر رسالت
را بپذيرد، در ميان مردم كم است، بنابراين پيامبر بايد براى بقاى شريعت و قوانينى كه به مصالح انسانها مرتبط است، برنامه ريزى گسترده اى داشته باشد هرگاه مقام جانشينى با استخلاف (تعيين از جانب پيامبر) باشد، اين به صواب و درستى نزديكتر است، و از اختلاف و شورش و فتنه و فساد جلوگيرى مى كند».[١]
بنابراين، نتيجه مى گيريم مصالح اسلام در آن روز (با قطع نظر از اينكه آيا پيامبر كسى را براى امامت برگزيده يا نه) ايجاب مى كرد كه خليفه از طرف پيامبر برگزيده شود نه از جانب مردم.
شيوه جانشينى در انديشه مردم عصر رسالت
بحث هاى پيشين به روشنى ثابت كرد كه مصالح اسلامى در قلمروهاى سه گانه در گزينش رهبر به وسيله پيامبر(صلى الله عليه وآله)، نهفته بود نه از طريق شورى و به عبارت ديگر، گره خلافت بايد از طريق انتصاب گشوده شود نه شوراى حل و عقد. اتفاقاً ياران پيامبر نيز با اين انديشه همراه بودند، چيزى كه به جاى انتصاب از جانب خدا انتصاب از طريق خليفه پيشين را مطرح مى كردند نه گزينش شورايى. اصولاً، گزينش از طريق شورا، جز يك بار آن هم در خلافت ظاهرى اميرمؤمنان مطرح نبود و خلافت پيوسته يا از طريق انتصاب از جانب خليفه پيشين و يا از طريق وراثت دست به دست مى گشت.
اينك ما در اينجا برخى از نصوص تاريخى را مى آوريم تا روشن شود كه در ذهن بزرگان آن زمان، اصلاً گزينش شورايى مطرح نبوده است.
[١] شفا، ج٢، ص ١٣، از الهيات، ص ٥٥٨ تا ٥٦٤.