فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٤٨ - سياست حاكم بر عصر امام هادى(عليه السلام)
ازاين تأسف خوردند كه در قتل او شريك نشدند، از اين جهت به آثار او پس از قتل حمله بردند.»[١]
متوكل از شخصيت امام سخت هراسناك بود. با اينكه امام در كنار پادگان نظامى او در يك خانه محصور زندگى مى كرد، باز وجود امام را تحمل نمى كرد و سعايت گروهى را درباره او، كه امام سلاح هاى مهمى را در خانه خود گرد آورده ونامه هايى به شيعيان خود نوشته است، مى پذيرفت. از اين جهت يك شب به مأموران خود دستور داد كه شبانه به خانه حضرت يورش ببرند وخانه او را تفتيش كنند و او را به دربار بياورند.
وقتى مأموران به خانه امام وارد شدند، ديدند كه امام عبا به دوش و عمامه بر سر و رو به قبله نشسته وآياتى از كلام اللّه مجيد را تلاوت مى كند. مأموران خليفه، امام را به همان وضع پيش متوكل آوردند، درحالى كه او دربزم شراب مشغول مى خوارگى بود. وقتى چشمش به امام افتاد، او را دركنار خود نشاند و جامى را كه در دست داشت، به حضرتش تعارف كرد و درخواست نمود كه از آن بنوشد. امام فرمود: «گوشت وخون من هرگز به شراب آلوده نشده است».آنگاه متوكل اصرار كرد كه پس اشعارى براى او بخواند. امام فرمود:«من دراين مورد چيز زيادى به خاطر ندارم» ولى پس از اصرار، امام اشعارى را خواند كه ترجمه آنها به قرار زير است:
«آنان قلّه هاى كوهها را براى خود منزل گزيدند، درحالى كه مردان مسلح از آنها پاسدارى مى كردند ولى هيچ كدام از اين وسايل، آنان را ازمرگ نجات نبخشيد.»
[١] تاريخ الخلفاء ص٣٧٤.