فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٣٦ - امام جواد(عليه السلام)
موكب مأمون پا به فرار نهادند) بر جاى خود ايستاده بود كه گويا حادثه اى رخ نداده است، مأمون از اين جريان درشگفت ماند وخواست از وضع اين نوجوان تحقيق كند.
مأمون: تو چرا مانند ديگران فرار نكردى؟
امام: نه مسير توتنگ بود كه آنرا وسيع سازم ونه مجرم بودم كه از گناه بترسم.
مأمون: خودرا معرفى كن فرزند كيستى ؟
امام: فرزند على بن موسى الرضا هستم.
مأمون:حقا كه تو فرزند او هستى[١].
پس از شهادت امام هشتم درسال ٢٠٣، منصب امامت به امام محمد تقى(عليه السلام)منتقل گرديد. او درسن نه سالگى به اين امر خطير قيام كرد همچنان كه حضرت مسيح در دوران كودكى به مقام نبوت رسيد(٢) وحضرت يحيى در سن كوچكى به مقام قضاوت وداورى منصوب گرديد[٢].
در جهان بينى يك مرد الهى تحمل مقام رهبرى چندان شگفت آور نيست، زيرا پيشوايان الهى به خاطر يك رشته اهداف معنوى از تربيت هاى خاصى برخوردار بوده و در دوران خردسالى واجد كمالاتى مى شوند كه در افراد عادى يافت نمى گردد.درگفتگوى حضرت امام جواد(عليه السلام) با دانشمندان بغداد درحضور مأمون،ارتباط امام با جهان غيب بر همگان روشن و مسلم گشت، كه مانمونه اى از آن را يادآور خواهيم شد.
[١] بحار الأنوار ج ٥ص٩١،٩٢. ٢ . مريم ، آيه ٣٠.
[٢] مريم آيه ١٢.