فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٣٥ - امام جواد(عليه السلام)
آثار امامت و رهبرى از گفتار و رفتارش آشكار بود، اينك دراين مورد دو رويداد را يادآور مى شويم:
١. وقتى مأمون، امام رضا(عليه السلام) را به خراسان دعوت كرد امام هشتم پيش از حركت به خراسان سفرى به حج نمود وامام جواد(عليه السلام) را كه درآن زمان شش سال داشت، همراه خود برد.
امام جواد(عليه السلام) هنگام طواف، احساس كرد كه پدرش خانه خدا را آن چنان وداع مى كند كه گويا بار ديگر به زيارت آنجا باز نخواهد گشت. اين جريان سبب شد كه در داخل حجر اسماعيل نشست، وقتى امام رضا(عليه السلام) از اعمال فارغ شد شخصى را به دنبال فرزند خود فرستاد تا اورا به حضورش بياورند، امام جواد(عليه السلام)از آمدن به حضور پدر إبا ورزيد، ناچار خود امام به حجر اسماعيل آمد و صدا زد عزيزم چرا اينجا نشسته اى ؟ برخيز برويم، فرزند خردسال امام با چشمان اشگبار گفت:«چگونه برخيزم در حالى كه ديدم خانه خدا را به گونه اى وداع كردى كه گويا ديگر به اين جا بازنخواهى گشت.» اين سخن را گفت واز جاى خود برخاست.[١]
٢. مأمون پس از شهادت امام هشتم(عليه السلام) درنيمه صفر سال ٢٠٤ هجرى از مرو رهسپار بغداد شد و سياست شوم خود را درباره فرزند امام تعقيب كرد و هدف وى اين بود كه او مانند پدرش تحت مراقبت مأمون زندگى كند.
امام نهم از روى اضطرار مدينه را به عزم بغداد ترك گفت. روزهاى ورود امام به بغداد مصادف با عبور مأمون با اسكورت خاصى ازيكى از خيابانهاى بغداد بود. چشم مأمون به نوجوانى افتاد كه بر خلاف ديگران(كه ازمشاهده
[١] كشف الغمة ج ص١٥٢ـ١٥٣.