فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢١١ - دليل پنجم امامت از آن طاغيان نيست
رشد رسيد امتحان سخت براى ابراهيم پيش آمد و خوشبختانه، از امتحان به خوبى پيروز بيرون آمد و پس از اين همه آزمايش ها، خدا او را با اين آيه مخاطب ساخت كه (إنّى جاعلك للناس إماماً)، بنابراين بايد امامت، غير از نبوت و رسالت باشد.
خوشبختانه در آيات ياد شده در زير، مفهوم امامت تفسير شده است و آن رهبرى جامعه است كه بتواند احكام اسلامى را در جامعه با مديريت خود، پياده كند. اينك آياتى كه امامت را تفسير مى كند:
(أمْ يَحْسُدُونَ الناسَ عَلى ما آتاهُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آل إبراهيمَ الكِتابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظيماً).[١]
«آيا با اين كه بر آن مردم پيامبر و خاندانش به خاطر آنچه خدا به آنها بخشيده است حسد مىورزند؟ ما به خاندان ابراهيم، كتاب و حكمت داديم و حكومت عظيمى را در اختيار آنان پيامبران بنى اسرائيل نهاديم».
١. خدا به حكم اين آيه، به ذريه ابراهيم(عليه السلام) دو چيز داده است:
الف. كتاب و حكمت كه نشانه نبوت و رسالت است و قلب او مركز احكام الهى و حكمت هاى آسمانى است.
ب. ملك عظيم كه كنايه از قدرت سياسى و مديريت جامعه است كه بتواند احكام الهى را در جامعه پياده كند.
٢. يوسف، آنگاه كه مراحل كمال را طى كرد، و حكومت مصر را به دست گرفت در مقام شكرگزارى مى گويد:
[١] نساء/٥٤.