فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٩٩ - ٧ حسن و قبح، عقلى است
كه اشاعره، چنين اصلى را منكر شده و حسن و قبح را شرعى مى دانند و پيامدهاى بد آن را آگاه يا ناآگاهانه مى پذيرند.
يادآور مى شويم: انكار اين اصل سبب مى شود كه هيچ اصلى از معارف الهى بعد از وجود صانع، قابل اثبات نباشد.
اماميه در اين اصول هفتگانه با اشاعره و در برخى از آنها معتزله با آنان موافقند.
بررسى اين اصول و جداسازى موارد اتفاق از موارد اختلاف، نشان مى دهد كه شيعه در معارف و عقايد خود، داراى مكتب اصيل و مستقلى است و هرگز در اين موارد، ريزه خوار دو مكتب ياد شده نبوده است.
اگر كتاب هاى كلامى از زمان فضل بن شاذان(متوفاى ٢٦٠هـ) تا زمان شيخ طوسى (متوفاى ٤٦٠هـ) مورد بررسى قرار گيرند، روشن مى شود كه متكلمان اماميه، در تأسيس اصول، از كتاب و سنّت و روايات ائمه اهل بيت(عليهم السلام)كمك گرفته و چيزى از ديگران اقتباس نكرده اند. شما مى توانيد با بررسى كتاب هاى ياد شده در زير به اين اصل، اذعان پيدا كنيد. كتاب هايى كه بعد از شيخ طوسى و يا همزمان با او نگارش يافته است:
١. تقريب المعارف، نگارش ابوالصلاح حلبى (٣٧٤ـ ٤٤٧هـ).
٢. المنقذ من التقليد، نگارش سديدالدين حمصى(متوفاى ٦٠٠هـ)
٣. تقريب المعارف، نگارش ابن ميثم بحرانى(متوفاى ٥٨٩هـ)
٤. كتاب هاى متعدد علامه حلى درباره مسائل عقيدتى كه مملوّ از استدلال با آيات و روايات و براهين عقلى است و هكذا تا به امروز.