فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٩٦ - ٣ انسان پديد آرنده فعل خود است
هفت قديم ديگر نيز معتقد شده اند.(القدماء الثمانية)
٢. صفات خبريه
مقصود از صفات خبريه، صفاتى است كه قرآن از آنها گزارش داده، و اگر وحى الهى در ميان نبود، بشر به آنها راه نمى برد، مانند وجه و يد و استواء.
اماميه معتقدند كه بايد ظهور ناپايدار را از ظهور پايدار جدا كرد و به اصطلاح ظهور فردى و حرفى را فداى ظهور جملى كرد، مثلاً هرگاه، خدا مى گويد: يدالله فوق أيديهم; دست خدا بالاى دست آنها است، در اينجا ظهور يد و فوق، حاكى از آن است كه خدا دستى دارد كه بالاى سر آنهاست، امّا تدبر در ظهور مجموع، اين مسأله را مى رساند كه اين جمله، كنايه از غالب بودن خدا بر قدرت آنهاست، اين كه مى گوييم صفات خبرى را بايد تأويل كرد، هرگز تأويل به معناى حمل ظاهر بر خلاف ظاهر نيست، زيرا تأويل به اين معنا، يك اصطلاح اصولى است كه ارتباطى به اصطلاح قرآن ندارد، بلكه مقصود اين است كه معنى و ظهور ابتدايى آيه را به ظهور نهايى و پايانى آن مى رسانند. اگر كسى مى گويد فلانى در آن كار دست داشت، ظهور ابتدايى دارد، كه بر همگان آشكار است امّا مسلّماً مقصود، ظهور نهايى است و آن مداخله او در آن كار است.
٣. انسان پديد آرنده فعل خود است
در مكتب اماميه فاعل حقيقى وواقعى افعال انسان، خود اوست، و انسان، واقعاً «ضارب» و «آكل» و يا «زننده» و «خورنده» است و اوست كه روزه مى گيرد و نماز مى خواند، هر چند همه اينها با قدرت الهى انجام مى گيرد كه به بشر ارزانى