فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٩٣ - شيعه در زبان مورّخان
را با اين عنوان مى شناختند كه از همه گسسته و به على پيوسته و پيشوايى او را پذيرفته اند.[١]
ابوالحسن اشعرى مى نويسد: علّت اين كه اين گروه را شيعه مى گويند، اين است كه از على پيروى كرده و او را بر ديگر ياران رسول خدا مقدم داشتند.[٢]
شهرستانى مى نويسد: شيعه كسانى هستند كه بالخصوص از على پيروى كرده و به امامت و خلافت او از طريق نص و وصيت قائل شده اند.[٣]
ابن حزم مى گويد: هر كس بگويد على برترين مردم پس از رسول خدا و شايسته ترين آنها به امامت است و فرزندان او نيز پس از وى چنين اند، او «شيعه» است، هر چند در اصول ديگر بين خود اختلاف داشته باشند، ولى اگر با آن اصل، مخالفت كند، شيعه نيست.[٤]
اين جمله ها حاكى از آن است كه گروهى در حيات رسول خدا و پس از وى معروف به تشيع و پيروى از على(عليه السلام) بودند، و رسول خدا، اين گروه را شيعه ناميده و آنها را با اين لفظ خوانده است. آيندگان نيز از پيامبر(صلى الله عليه وآله)پيروى كردند.
بنابراين، شاخص تشيع، همان پيروى از امام على(عليه السلام) پس از رسول اكرم(صلى الله عليه وآله)در قلمرو زعامت و مرجعيت دينى و اجراى احكام دين است.بنابراين با اين سفارش هاى رسول خدا(صلى الله عليه وآله)، و با اين احاديث كه حاكى از وجود هسته تشيع در عصر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) است، ديگر لازم نيست كه براى پيدايش آن به دنبال
[١] فرق الشيعه، ص ١٥.
[٢] مقالات الاسلاميين، ج١، ص ٦٥.
[٣] الملل والنحل، ج١، ص ١٣١.
[٤] الفصل، ج٢، ص ١١٣.