فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٣٨ - سياست شوم مأمون
نبود، ولى او جلب رضايت انقلابى ها را بر جلب رضايت فرزندان عباس ترجيح داد وازدواج دريك مجلس رسمى پايان پذيرفت.
مأمون براى آرام كردن عباسىها، مجلس رسمى ترتيب داد تا آنان از پايه علم و دانش امام جواد(عليه السلام)آگاه شوند واز عمل مأمون درمورد ازدواج انتقاد نكنند. فرزندان عباس فكر نمى كردند كه نوجوانى تا اين حد داراى علم و دانش باشد، وقتى مجلس رسمى شد، قاضى القضات وقت «يحيى بن اكثم» [١] مأمور شد سئوالاتى را طرح كند و پاسخ آنها را از امام نهم طلب نمايد. او نخستين سئوال خود را چنين مطرح كرد:
فرزند رسول خدا! چه مى گوييد درباره كسى كه در حال احرام شكار كرده و آن را كشته است ؟
امام درپاسخ اين پرسش به تشقيق شقوق مسئله پرداخت وصور مسئله را به شرح زير ياد آور شد:
١. آيا شكار را در حرم كشته يا در حل؟[٢]
٢. آيا حكم مسئله را مى دانست واز تحريم شكار و قتل آن آگاه بود يانه؟
٣. عمداً اين كار را كرده است يا از روى خطا؟
٤. اولين بار بود كه مرتكب اين كار شده يا قبلا نيز مرتكب شده بود؟
٥. آن شكار جزء پرندگان بود يا غير آن؟
٦. شكار كوچك بوديا بزرگ؟
[١] براى آگاهى اززندگى يحيى بن اكثم به تاريخ بغداد ج١٤ مراجعه شود.
[٢] محدوده خاصى را از اطراف كعبه «حل» و خارج آن را «حرم» مى گويند.