فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤١٩ - انگيزههاى قيام
اسلامى را كه به نام «موالى» مى خواندند از تمام مناصب محروم مى كردند واگر هم گاهى از وجود آنها استفاده مى نمودند جنبه استثنايى داشت، اين عوامل سبب شد كه ملتهاى بيدار وهشيار ايران وعراق به پا خيزند و با براندازى حكومت اموى، يك حكومت اسلامى به رهبرى يكى از فرزندان پيامبر به وجود آورند.
در آن زمان خاندان پيامبر كه محبوب ترين چهره درجامعه اسلامى بودند و سمبل و رمز عدالت وتقوى به شمار مى رفتند، قيامى به شعار آل محمد آغاز شد، و انقلابى ها با شعار«الرضا من آل محمّد» در دو كشور به پا خاستند وتوانستند بر سلطه جابرانه نودساله اموى ها پايان بخشند.
درآغاز انقلاب همه چشمها به امام صادق(عليه السلام) دوخته بود وفردى را لايق تر ازاو نمى شناختند، اما تاريخ مى گويد امام با اين دعوت گران از روز نخست روى موافق نشان نمى داد وبا آنها هماهنگى نمى كرد هر چند مخالفت نيز نمى نمود، زيرا او كاملاً از منويات و ضماير اين دعوتگران آگاه بود كه اين قيام هرچند با شعار آل محمد شكل مى گيرد ولى هدف چيز ديگرى است وآنان پس از پيروزى مسير انقلاب را دگرگون كرده وبه نام خود ودر راه تحقق اهدافشان تمام خواهند كرد.
تاريخ مى گويد: هنگامى كه عبداللّه بن حسن با امام صادق(عليه السلام) مذاكره كرد واز او خواست با سفاح ومنصور پيشگامان دعوت همراهى كند، امام به وى فرمود اين دو نفر نيت صالح وپاكى ندارند، آنان به نام تو ومن به شعار آل محمّد قيامى به راه انداخته اند ولى موقع نتيجه گيرى، تو و دو فرزندت را عقب خواهند زد وخود را زمامدار جمعيت معرفى خواهند كرد.