فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٤٥ - تأويلهاى ناروا
معاويه، ٧. عبدالملك بن مروان، ٨. وليد، ٩. سليمان. ١٠. يزيد، ١١. هشام (چهارمين فرزند عبدالملك) ، ١٢. وليد بن يزيد بن عبدالملك.
لازم به توضيح است كه بين سليمان و يزيد، خليفه اموى عمر بن عبدالعزيز فاصله شده است كه معلوم نيست به چه دليلى او را به حساب نياورده اند.(٢)
من از اين سخن كه آن را به قاضى عياض نسبت مى دهند درشگفتم چگونه يزيد بن معاويه را مايه عزت اسلام شمرده با آن جناياتى كه در مدت خلافت خود انجام داد، آنگاه چگونه وليد بن يزيد را از اين افراد شمرده كه درگذشته نمونه اى از بى دينى او را ياد كرديم كه با قرآن چگونه رفتار كرد.
خلاصه سخن اين كه خلفاى دوازده گانه اى كه پس از پيامبر(صلى الله عليه وآله) به صورت پيوسته شايسته خلافت باشند و مايه عزت و عظمت گردند، جز ائمه اثناعشر افراد ديگرى نيستند و ديگران يا فاقد علائمى هستند كه در اين احاديث آمده و يا عدد آنان بيش از دوازده نفر است تا آنجا كه براى تطبيق اين دوازده نفر بر امويان، «عمر بن عبدالعزيز» را كه به طور نسبى از صالحان بنى اميه است از قلم انداخته اند.
در اين جا، استاد بزرگ جناب سيد محمدتقى حكيم سخنى دارد كه شايسته است به ترجمه آن بپردازيم. او مى گويد: از اين روايات امورى استفاده مى شود:
١. شماره اين اميران و خلفا از دوازده تجاوز نمى كند و همگان از قريشند.
٢. از اين كه آنان را به نقيبان بنى اسرائيل تشبيه مى كند، بايد گفت: اين افراد