فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١١٢ - بررسى جغرافياى انسانى ايران پس از اسلام
همچنين مناطق كوهستانى غرب ايران چنين هستند، اما در رى مذاهب مختلفى است و غلبه با حنفيان است و در عين حال حنبلى ها نيز فراوان هستند. قمى ها شيعه و مردم دينور پيرو سفيان ثورى هستند و در اقليم خوزستان مذاهب مختلفى هست. بيشتر مردم اهواز و رامهرمز و دورق، حنبلى مذهبند و نيمى از مردم اهواز شيعه اند و در عين حال، حنفى و مالكى فراوان است.
بيشتر مردم سرزمين فارس، اصحاب حديث و پيروان معاويه اند. بيشتر مردم كرمان، شافعى مذهب، و در منطقه سند، اصحاب حديث نيز فراوان به چشم مى خورند، مردم ملتان[١] شيعه اند و در اذان «حى على خيرالعمل» مى گويند و جملات اقامه را تكرار مى كنند، ولى در روستاهاى آن فقهاى حنفى فراوانند.[٢]
ابن بطوطه جهانگرد معروف مى نويسد: پادشاه عراق، خدابنده بوده و يك فقيه رافضى به نام «ابن مطهّر »]علامه حلى [با او رابطه دوستى پيدا كرد و او اسلام آورد و به دنبال او ارتش مغول نيز اسلام پذيرفتند. اين عالم رافضى مذهب تشيع را در نظر او آراست از اين جهت خدابنده، مردم را به پيروى از مذهب شيعه دعوت كرد. گروهى از شهرها فرمان خدابنده را پذيرفتند ولى مردم بغداد، در برابر «درب أزج» گرد آمدند و گفتند: «لا سمعاً ولا طاعة» و خطيبى را كه پيام شاه را مى خواند، تهديد كردند. عين همين برنامه را مردم شيراز و اصفهان انجام دادند.[٣]
[١] شهرى ميان پنجاب و سند.
[٢] احسن التقاسيم فى معرفة الأقاليم، ص ١١٩.
[٣] الرحلة ابن بطوله، ص ٢١٩ـ ٢٢٠.