در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٠ - ٦ گروهى كه نيك و بد را به هم آميخته اند
اگر پيامبر اسلام آنان را با نام و نشان نمى شناسد;مانع از آن نيست كه آنان را از طريق ديگر بشناسد، چنان كه مى فرمايد:(وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِى لَحْنِ الْقَوْلِ).[١]
همان طور كه گروهى از باديه نشينان، فرو رفته در كفر و نفاقند و گروهى، سر به زير و پوياى حقيقت مى باشند، هم چنين گروهى از شهرنشينان، مورد رضايت و خشنودى خدا قرار گرفته و گروه ديگر غوطهور در نفاقند و از اين مطلب مى توان نتيجه گرفت كه مايه برترى، ايمان و تقوا و پويايى حق است; نه باديه نشينى، پيوسته كفر آفرين ونفاق زاست و نه شهرنشينى، ملازم با ايمان و صفا، بلكه تربيت صحيح و روش هاى منطقى مى تواند از هر دو گروه انسان سالم و صالح بسازد و دورى از تربيت است كه مايه كفر و نفاق مى گردد، هر چند وسايل تربيت وموجبات اصلاح و پويايى حق در «سواد اعظم» آماده تر و فراهم تر است.
٦. گروهى كه نيك و بد را به هم آميخته اند
گروه ديگر كسانى هستند كه گاهى نيكوكار و پوياى حقيقت و گاهى بدكار و گنه كار هستند و قرآن اين گروه را در آيه ١٠٢، چنين معرفى مى كند: (خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَآخَرَ سَيِّئاً).
نقطه خوب اين گروه اين است كه خويشتن و مسير خود را شناخته و به گناهان خود اعتراف نموده اند، چنان كه مى فرمايد:(اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ) و اگر اين حالت در آنان نبود چندان فاصله اى با ديگر گروه هاى باطل نداشتند.
به جهت اهميتى كه اين گروه دارند و غالب افراد اجتماع ما را، اين گروه تشكيل مى دهند، قرآن در آيات بعدى درباره اين گروه نيز سخن مى گويد، چنان كه مى فرمايد: (وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لأَمْرِ اللّهِ):«گروهى هستند كه اميد به رحمت خدا دارند».
[١] محمد(٤٧)آيه٣٠.