در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٥ - چه گروهى به پيمان خود وفادار بودند؟
(كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ).
«چگونه مى تواند براى مشركان نزد خدا و پيامبر او عهد و پيمانى باشد».
با اين كه مى دانيم ميان دو گروه، مواثيق و پيمان هايى وجود داشته است ولى با وجود اين قرآن قاطعانه وجود چنين پيمان هايى را انكار مى كند; زيرا واقعيت پيمان اين است كه طرفين، تصميم بگيرند بر مفاد آن عمل كنند، امّا شخصى كه عهدى را در قالب لفظ مى ريزد و يا روى كاغذ مى آورد و دست طرف را به عنوان اداى احترام مى فشرد، ولى در باطن مصمم است كه در فرصت مناسب پيمان خود را ناديده بگيرد و همه را زير پا بگذارد، چنين پيمانى تنها وجود لفظى و كتبى داشته و جز خدعه و حيله چيز ديگرى نخواهد بود.
گروهى كه با مسلمانان پيمان عدم تعرض بسته بودند همگى از اين قماش بودند. مترصّد بودند كه از پشت خنجر بزنند و نه پيمان خود را رعايت كنند و نه پيوند خويشاوندى كه با برخى از مسلمانان داشتند در نظر بگيرند. روى اين اساس، قرآن وجود چنين پيمان ها را انكار مى كند و مى فرمايد:«ميان شما و آنان پيمانى وجود نداشته است».
در آيه هشتم بر اين انكار چنين استدلال مى كند و مى فرمايد:
(كَيْفَ وَإِنْ يَظْهَرُا عَلَيْكُمْ لاَ يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلاًّ وَلا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَتَأْبى قُلُوبُهُمْ);
«چگونه (مى توان آنان را معاهد ناميد در صورتى كه) اگر بر شما دست يابند، درباره شما، خويشاوندى و پيمان را رعايت نمى كنند و آنان شما را با زبانشان راضى مى سازند. در حالى كه دل هاى آنان گفته هايشان را تصديق نمى كند».
قرآن بار ديگر برمى گردد و در آيه دهم اين حقيقت را تكرار مى كند و