در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٢ - نظر ما در تفسير آيه
ناگفته پيداست كه اين دو سخن، كيفيت نزول سكينه را بيان مى كند و هركس داراى اين دو قسمت است همان شخص، محل نزول سكينه است و هرگاه جمله اوّل (وَأَيَّدَهُ بِجُنُود لَمْ تَرَوْها)صلاحيت اين را داشته باشد، كه راجع به هم سفر پيامبر باشد، به طور مسلم، جمله ديگر از خصايص پيامبر است; زيرا مقصود از كلمه كافران، نقشه سران دارالندوه است و منظور از كلمه خدا، همان وعده قطعى الهى است كه پيامبر خدا را تأييد خواهد نمود و آيين او را بر تمام آيين ها پيروز خواهد گردانيد، بنابراين دو جمله خصوصاً دومى از آن رسول خداست، از اين نظر، جمله سابق نيز راجع به خود پيامبر خواهد بود.
توضيح معناى سكينه و اين كه مقصود چيست و نزول آن ملازم با اين نيست كه پيامبر مضطرب باشد، در تفسير آيه٢٦ همين سوره گذشت.
(اِنْفِرُوا خِفافاً وَثِقالاً) .دو لفظ «خفاف» و «ثقال» جمع خفيف و ثقيل است و منظور اين است كه آن كه سبكبار است و موانع از شركت در جهاد، از قبيل زن و فرزند و تجارت كمتر دارد و آن كه سنگين بار است و موانع زيادى دارد و حركت براى او سنگين است، هر دو گروه اين بهانه ها را كنار بگذارند و به طور دسته جمعى در جبهه جنگ شركت نمايند.