در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٢ - شأن نزول اين دو آيه
١. هنوز چيزى از غزوه «حنين» و «طائف» نگذشته و خسارت هاى آن دو جنگ هنوز مرمت نشده بود.
٢. هنگامى اين خبر رسيد، كه هوا فوق العاده گرم بود. علاوه بر اين طىّ اين مسافت در اين هواى سوزان، توان فرسا بود. از طرفى فصل رسيدن خرماها و چيدن ميوه ها نزديك بود و مايه زندگى مردم كشاورز مدينه همين دو محصول بود. وانگهى راه به قدرى دور بود، كه براى آنها اميد اين نبود، كه پس از مراجعت به كارهاى خود برسند.
٣. منافقان كه به ظاهر اسلام آورده، ولى پيوسته در صدد برانداختن حكومت جوان اسلام بودند، مردم را از رفتن و شركت در اين امر حياتى و دينى مى ترساندند و گروهى سست ايمان نيز، تحت تأثير گفتار آنان قرار مى گرفتند.
على رغم تمام اين موانع، حكم قطعى صادر گرديد و مسلمانان، خواه و ناخواه، دست از باغ و زندگى كشيده و براى حفظ آيين توحيد، كه قربانى هاى زيادى در راه رشد و نمو آن داده بودند، آمادگى خود را اعلام نمودند و پيشواى بزرگ اسلام با سى هزار سرباز جنگى، عازم تبوك گرديد و گروهى از منافقان از شركت در اين جبهه سرباز زدند، كه عذرهاى ناموجه آنها را در تفسير آيه هاى آينده خواهيد خواند.
بنابر نوشته سيره نويسان پيامبر، به منظور حفظ مصالح عالى، در بيشتر جنگ ها، منطقه اى را كه بايد ارتش اسلامى در آن جا بجنگند، تحقيقاً و دقيقاً تعيين نمى نمود، ولى اين دفعه، آشكارا جريان را گفت و براى آن كه سربازان از جهت مركب و آذوقه و كفش و ابزار سفر در مضيقه قرار نگيرند، از اوّل، منطقه مبارزه را مطرح ساخت و دستور داد، با آمادگى هر چه بيشترى حركت كنند. كار به جايى رسيد كه زنان مسلمانان، زيورهاى خود را حضور رسول خدا مى فرستادند كه در