در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٦ - منافق كارشكن
سخت ناراحت شده ونيكوكاران را به جرم نيكوكارى، سخت مورد تعرض و مسخره قرار مى دهد، به جوانمردى مانند «ابوعقيل» كه نتيجه و دستمزد خود را در اختيار پيامبر گذارده بود، كنايه زده و مى گويد: «خدا هرگز به اين كمك ناچيز تو نيازمند نيست» و به افرادى كه كمك هاى قابل ملاحظه اى كرده بودند طعن ديگرى نثار مى كند. اين جمله ها از ضمير ناآگاه منافق حكايت مى كند. سرچشمه تمام اين گونه حرف ها، نداشتن ايمان و تقواست.
قرآن در آيه هفتاد و نهم همين سوره، به گروه لئيمى كه نيكوكاران را مورد تعرض قرار داده، وعده عذاب دردناك مى دهد. اين عناصر ناپاك به صدر اسلام اختصاص نداشته و در اجتماع ما نيز پيدا مى شوند. در نيمه هاى جنگ جهانى دوم، مرد پاكدل و روشن ضميرى پلى روى رودخانه قم ساخت، كه احتياج مبرمى به وجود آن بود، ولى افراد بى فضيلت در اطراف آن جنجال كردند و غوغا به راه انداخته و از هـرگـونه تعـرض و اشكـال تراشى خـوددارى نكردند. يا بـازرگان نيكوسـرشتى در تبريز، براى دانشجويان علوم دينى كتابخانه اى ساخـت، افراد مغرض چيزى نماند كه درباره آن عمل خداپسندانه نگفته باشند و به قول خود بانى، كه اخيراً به رحمت ايزدى پيوست، اگر مركز فساد ساخته بودم، اين اندازه فحش نثار من نمى كردند.
در ايام حج بندگان مسلمان خدا با دسترنج خود، براى اداى وظيفه خطير اسلامى، پس از دادن حقوق فقرا، دولت و... عازم مكه معظمه مى شوند و به منظور تشكيل بزرگ ترين كنگره اسلامى، اين همه رنج و زحمت را بر خود هموار مى سازند و در انتظار تقدير و تشويق كسى نيستند ولى هرگز از تعرض مغرضان مصون نمى مانند.