در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٧ - نشانه هاى ايمان و نفاق
آن اين كه در چنين لحظات حساس و موقعيت سرنوشت ساز، كه پايگاه مسلمانان از طرف ارتش روم در خطر افتاده، افرادى كه به خدا و روز رستاخيز ايمان دارند پس از شنيدن فرمان جهاد، دست به قبضه شمشير مى زنند و بهانه هاى بنى اسرائيل را كنار گذارده و راه جبهه را پيش مى گيرند، ولى افراد منافق و غير مؤمن به خدا و روز جزا، با پيش كشيدن بهانه ها و عذرهاى خنده آور به حضور رسول خدا شرفياب شده، اذن مى طلبند كه در اين جهاد شركت نوروزند و در مدينه بمانند. ناگفته پيداست در چنين لحظه حساسى كه ايمان و اسلام در خطر افتاده، اذن گرفتن براى تقاعد و شركت نورزيدن، نشانه كاملى است بر اين كه ايمان در قلوبشان وجود ندارد.
از بيان گذشته روشن مى شود كه متعلّق «اذن» در دو آيه مزبور، جهاد در راه خدا نيست، به اين معنا كه مؤمن براى شركت در جهاد در راه خدا اذن نمى طلبد، ولى منافق پس از اذن شركت مى كند، بلكه متعلق آن، ترك جهاد و تقاعد و شركت نورزيدن است.[١]
گواه ما بر اين كه متعلق اذن، همان ترك جهاد است، علاوه بر استقامت مطلب (زيرا اذن گرفتن براى ترك جهاد در لحظه حساس بهتر مى تواند نشانه نفاق بشود تا از اذن گرفتن براى جهاد) آيه هاى ٨٦ و ٩٣ همين سوره است كه آشكارا متعلق اذن در آنها بيان شده است، چنان كه مى فرمايد:
(اسْتَأْذَنَكَ أُولُوا الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقالُوا ذَرْنا نَكُنْ مَعَ الْقاعِدِينَ).[٢]
[١] بنابراين بايد گفت: لفظ «كراهة» و امثال آن در آيه ٤٤ : (لا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَاليَوْمِ الآخِرِ )[كراهة] أَنْ يُجاهِدُوا بِأَموالِهِمْ)[يا ، لئلا يجاهدوا بأموالهم] مقدر است ونظير اين مورد در قرآن فراوان است. [٢] توبه(٩) آيه ٨٦.