در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٠ - رفع يك اشتباه
كند و گاهى گام را فراتر نهاده، اساس اين عقيده را به ابوذر غفارى نسبت داده اند; روى اين جهت لازم ديديم كه اين مطلب را تعقيب كنيم.
ما شك نداريم كه پيروان اين عقيده به منظور تأمين مرام سياسى خود عمداً و يا سهواً آيه را به چنين معنايى حمل نموده اند و شخصيت و مقام علمى ابوذر بالاتر از آن است كه كلام خدا را به اين نحو تفسير كند.
جاى گفتگو نيست كه در تمام قرون اسلامى، بنيانگذاران تمام فرقه ها، كه خود را متمسك به اسلام مى دانند، با ظواهر قرآن براى مدعاى خود استدلال نموده و مى نمايند، ولى مسلمان روشن ضمير نبايد به هر گفته اى گوش دهد، بلكه اگر خود توانايى استنباط مقاصد الهى را ندارد، بايد به علماى واقعى دين مراجعه نموده و حقيقت را دريابد.
گروهى كه چنين تمايلاتى دارند، از علاقه مردم به دين و مذهب به نفع مسلك خود استفاده مى كنند و احياناً سنگ دين به سينه زده و از ظواهر برخى از آيات به نفع خود بهره مى گيرند.
در انقلاب ١٣٢٤شمسى در آذربايجان، يكى از روحانيون آن جا به كميته مركزى حزب دموكرات دعوت شد و از او خواست كه در پايه گذارى اين نهضت ملى! با آنان همكارى كند و چنين وانمود كرده بودند كه آنها براى تحكيم اصول و مبانى آيين اسلام و به منظور پيش بردن هدف اسلام كه صريحاً مى گويد:(وَالأَرْضَ وَضَعَها لِلأَنامِ): «تمام زمين براى عموم مردم آفريده شده است»(يعنى كسى حق ندارد قطعه اى از زمين را به عنوان مالكيت به خود اختصاص دهد) اسلحه به دست گرفته و جان بر كف نهاده اند.
يكى از سخنان آن روحانى با شهامت در كميته اين بود: چطور شد شما آقايان! حاميان اسلام! از ميان هزارها احكام و قوانين و صدها برنامه، فقط به ياد