در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠١ - نظر ما در تفسير آيه
سرگذشت حنين و حديبيه كوچك ترين اشاره اى به اضطراب پيامبر نيست و ما نمى دانيم كه مستدل از كجا چنين مطلبى را به پيامبر نسبت داده است!
نظر ما در تفسير آيه
مطالعه خود آيه آشكارا مى رساند كه، مركز نزول اين رحمت خود پيامبر بوده، حالا آيا هم سفر او سهمى در اين باره داشته است يا نه، بايد آن را از جاى ديگر به دست آورد و خود آيه از بيان آن ساكت است. اكنون گواه هاى قابل ملاحظه:
١. منظور خدا از بازگو نمودن داستان غار ثور، يادآورى مؤمنان است كه از تجهيزات نظامى روميان نترسند و تصور نكنند پيامبر بر اثر ضعف بنيه مالى و نظامى، در اين جنگ شكست خواهد خورد. نه، اين را بدانيد هرگاه او را در اين كارزار كمك كنند، چه بهتر و گرنه همان خدايى كه او را در سخت ترين لحظات، يارى كرده است در اين لحظه نيز او را يارى خواهد كرد.
چنان كه ملاحظه مى فرماييد موضوع سخن، نصرت و معاونت پيامبر است و بيان لحظات حساس زندگى اوست وگفتگو از حالات ابوبكر مطلبى ضمنى است، بنابراين بسيار دور است كه بگوييم: منظور از جمله (ثُمَّ أَنْزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيه) بيان كمك به مصاحب رسول خداست نه خود او، در صورتى كه پايه و اساس آيه و ماقبل و مابعد آيه، مطلقاً در بيان كمك به پيامبر و نصرت و معاونت اوست.
٢. دو جمله بعدى گواه محكمى است بر اين كه مرجع ضمير خود پيامبر است; زيرا بعداً مى فرمايد:
(وَأَيَّدَهُ بِجُنُود لَمْ تَرَوْها وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلى وَكَلِمَةُ اللّهِ هِىَ الْعُلْيا).
«او را با سپاهيانى نامريى نيرومند كرد و سخن كافران را پست و تنها سخن خدا والاتر است».