در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٥ - تحريف حقايق
الف) راوى حديث سعيد بن مسيب، از دشمنان سر سخت اميرمؤمنان است. او روايت كرده پيامبر در حقّ پدر خود طلب مغفرت مى نمود; در حالى كه به همين روايت، اشكال گذشته نيز متوجه است و هرگز پدر پيامبر اسلام حساب جداگانه اى نداشته است، تا پيامبر پس از نهى الهى در حقّ او استغفار كند.
بسيارى از محدثان بزرگ عامه، مانند ترمذى و نسائى روايت ديگرى نيز دارند. مى گويند: على مردى را مشاهده كرد كه براى پدر مشرك خود طلب آمرزش مى كند، وى اعتراض كرد كه چرا براى پدر مشرك خود استغفار مى نمايى؟ او در پاسخ گفت كه: ابراهيم براى آزر مشرك، آمرزش مى طلبيد. وقتى على جريان را به پيامبر رساند آيه هاى مورد بحث نازل گرديد.
زينى دحلان در اسنى المطالب (ص١٨) مى نويسد: روايت اخير شاهد ديگرى دارد. مى گويد: مسلمانان براى مشركان استغفار مى كردند تا اين كه آيه (وَما كانَ لِلنَّبِىِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ)نازل گرديد. نتيجه آيه اين شد كه از استغفار بر مشركان مرده، خوددارى كردند; ولى بر مشركان زنده آمرزش مى طلبيدند و مدرك آنها اين بود كه، ابراهيم در حال حيات پدر مشرك خود در حقّ او دعا مى نمود. در اين وقت اين آيه نازل گرديد.(وَما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهيم...) با بودن اين روايات مختلف چگونه مفسران تنها به روايت نخستين اعتماد كرده اند و كوشيده اند كه كفر ابوطالب را ثابت كنند.
ب) از دو روايت اخير استفاده مى شود كه استغفار كنندگان براى تصحيح عمل خود، استغفار ابراهيم را شاهد مى آوردند و قرآن نيز استدلال آنها را ابطال مى كند به اين كه، وضع پدر ابراهيم، درست براى ابراهيم روشن نبود، هنوز پرده از روى عناد و لجاجت او برداشته نشده بود از اين رو ابراهيم پس از روشن شدن مطلب، كه آزر دشمن خداوند است، از دعا در حقّ او خوددارى نمود. اكنون اين