در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢١ - آيا ثروت و فرزندان منافقان وسيله عذابند؟
آيا ثروت و فرزندان منافقان، وسيله عذابند؟
بى شك بايد گفت: ثروت و فرزند از امورى هست كه سود و ضرر آن با هم توأمند. هرگاه ثروت در طريق عبوديت و تحصيل بندگى و كسب فضايل اخلاقى و رفع نيازمنديهاى خويش و ديگران به كار رود طبعاً عامل سعادت و رفاه خواهد بود. ولى اگر مقصود از جمع ثروت، فقط اندوختن اموال باشد و در طريق تحصيل آن، جهات اخلاقى و وجدانى رعايت نشود، در اين صورت نه تنها عامل سعادت نخواهد بود، بلكه مايه بدبختى شمرده مى شود; زيرا عمر گرانبها را در تحصيل متاعى صرف كرده كه هرگز دوام ندارد.
هرگاه آدمى دنيا را هدف قرار دهد نه وسيله، پيوسته خود را در كشاكش نيروهاى مختلف قرار خواهد داد، شب و روز آسوده نخواهد نشست، در خواب و بيدارى نقشه زيادى و فزونى آن را خواهد كشيد و در يك عذاب روحى حرص و آز، معذب خواهد بود و هر چه ارقام ثروت بالا رود، ولع شديدى در خود احساس خواهد نمود و در نتيجه چيزى عايد او خواهد شد كه دوام و ثبات ندارد. حقا كه اين زندگى همان زندگى «ضنك» است كه قرآن مجيد درباره دنياپرستان فرموده است:
(وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِى فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ).[١]
«اگر كسى از ياد خدا روى گرداند يك زندگانى سخت و تنگ، نصيب وى خواهد شد و در روز رستاخيز نابينا محشور مى شود».
مقصود از زندگى سخت و تنگ، اين نيست كه از نظر زندگى، لنگ و بيچاره گردد بلكه منظور، همان عذاب هاى روحى است كه پيوسته با چنين افرادى دست به
[١] طه(٢٠) آيه ١٢٤.