در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٧ - آيا براى خدا فرزندى هست؟
آيا براى خدا فرزندى هست؟
٣٠. (وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيزٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسيحُ ابْنُ اللّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنّى يُؤْفَكُونَ).
«يهود گفتند: عزير پسر خداست، نصارا گفتند: مسيح فرزند خداست. اين گفتارى است كه آن را بر زبان هاى خود مى رانند. آنها در اين اعتقاد، از گفتار كسانى كه قبلاً كفر ورزيده اند پيروى مى كنند. خدا آنها را نابود كند و از رحمت خود دور سازد، چگونه از راه راست به سوى باطل منحرف مى شوند؟».
زندگانى«بنى اسرائيل» پر از حوادث پر شورى است كه تاريخ آن را ضبط كرده است. آنان فرزندان حضرت يعقوب هستند. نحوه زندگانى آنها در آغاز كار مانند ساير قبايل بدوى بود آن گاه تحت سرپرستى «فراعنه» مصر درآمدند و مردم مصر با آن ها مانند اسيران رفتار مى كردند، تا آن كه به وسيله موسى از چنگال اسارت رهايى جستند. موسى (عليه السلام) آنان را از سرزمين مصر به سرزمين فلسطين آورد و مدتى رهبرى آنها را به عهده داشت. پس از وى امورشان به دست قاضيانى مانند يهود و جدعون اداره مى شد. تا اين كه دوره شاهان بنى اسرائيل فرا رسيد و از ميان آنها ملوكى مانند طالوت و داود و سليمان و... برخاستند و به دنبال آنها انشعاب كشور و قدرت شروع