در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٤ - خوش بينى
دارد، خوش بين باشيم; مثلاً هرگاه ما در محفلى نشسته باشيم، ناگهان يكى از دوستان وارد مجلس شده و بگويد فلانى را در خيابان ديدم كه مرتكب يك عمل نامشروعى شده بود، ما موظف هستيم گوينده را تصديق كنيم، به اين معنا كه، بگوييم: در محيط فكر خود دروغى نمى گويد، ولى حق نداريم با اين تصديق، دوست خود را متهم سازيم به طورى كه هرگاه با او تماس بگيريم و او جداً تكذيب كند بايد او را نيز تصديق كنيم وبگويم: او نيز راستگوست و لابد اوّلى در گزارش اشتباه كرده است ولى هنگام ترتيب اثر، مثلاً دادن دختر و سپردن مال نمى توانيم فقط به تكذيب خود شخص اكتفا كنيم، چنان كه فقط به صرف گفتار شخص اوّل نبايد به او بدبين شويم.
پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم)، كه داراى عالى ترين محاسن اخلاقى بود، نه تنها روش او درباره مسلمانان واقعى چنين بود، بلكه با منافقان نيز به همين طريق رفتار مى نمود. جوانان مسلمان و فرزندان اسلام، به وسايل مخصوصى از دسيسه ها و توطئه هاى منافقان عليه اسلام مطلع مى شدند و نتايج تحقيقات خود را در اختيار رئيس مسلمانان مى گذاردند و مورد تكريم و تصديق پيامبر واقع مى شدند و پيامبر براى خاموش كردن آشوب و به هم زدن بساط توطئه، متهمين از منافقان را مى خواست و مى فرمود: براى من چنين گزارش داده اند كه مثلاً شما تصميم گرفته ايد روابط اقتصادى خود را با مسلمانان قطع كنيد، گفته ايد:
(لاَ تُنْفِقُوا عَلى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللّهِ حَتّى يَنْفَضُّوا).[١]
«افراد منافق موظفند كه با ياران رسول خدا معامله نكنند تا بدين وسيله اجتماع آنها به هم بخورد».
به من گزارش داده اند كه شما مى خواهيد مسلمانان را از مدينه بيرون كنيد و
[١] منافقون(٦٣ ) آيه ٧.