در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤ - نكات آيات
دهند، وقتى كه قرارداد نوشته شد و موضوع تحكيم دو نفر به امضاى طرفين رسيد، همان گروهى كه على را تحت فشار قرار داده بودند كه به موضوع «حكميت» تن دهد، از كار خود پشيمان شدند و از امام خواستند كه پيمان خود را ناديده بگيرد و جنگ و نبرد را آغاز كند، امام در پاسخ آنان گفت:
«ويحكم أبعد الرضاء والعهد نرجع أوَ ليس اللّه يقول:(أَوفُوا بِالْعُقُودِ) وَقالَ: (أَوفُوا بِعَهْدِ اللّهِ إِذا عاهَدْتُمْ) ، (وَلا تَنْقُضُوا الأيمانَ بَعْدَ تَوكِيدِها وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللّهُ عَلَيْكُمْ كَفِيلاً إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ).[١]
«واى بر شما، آيا پس از رضايت و بستن پيمان، سخن خود را پس بگيريم؟ آيا خدا نمى فرمايد: به پيمان هاى خود وفا كنيد و نيز مى فرمايد: به پيمان هاى الهى وفادار باشيد، و نيز مى فرمايد: سوگندها را پس از محكم كردن نشكنيد; در حالى كه خدا را كفيل خود قرار داديد خداوند از آن چه انجام مى دهيد آگاه است».
روى اهميت و نقشى كه پيمان در حيات اجتماعى انسان ها دارد، قرآن مجيد در آيه چهارم همين سوره دستور مى دهد كه مسلمانان به گروهى كه به پيمان خود وفادار مانده اند و دشمنان شما را يارى نكرده اند وفادار بمانند، ولى در مقابل، گروه پيمان شكن و كسانى را كه از پشت سر، به اسلام خنجر مى زنند و دشمنان اسلام را يارى مى نمايند، بكوبند. اين آيه هم چنين آيات بعدى، كه بعداً به تفسير آنها خواهيم پرداخت، نكته صدور اين قطع نامه را روشن كرده و مى رسانند: علت تشديد پيمان شكنى مشركان و يارى آنان به دشمنان مسلمانان بوده است، در اين صورت براى فلسفه بافى خاورشناسان مزدور، محلى باقى نمى ماند.
[١] وقعة صفين.