در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٤ - پاداش مجاهدان راه خدا
در جنگ تبوك ـ همان طورى كه درگذشته به صورت گسترده يادآور شديم ـ گروهى در مدينه توقف كردند و رسول خدا را همراهى ننمودند و در حقيقت جان و اموال خود را بر حفظ جان رسول خدا مقدم داشتند و سرانجام رسول گرامى آنان را توبيخ كرد و با محاصره اقتصادى آنان را كيفر داد و بعداً توبه شان را پذيرفت.
اكنون وقت آن رسيده است كه قرآن به همه مسلمانان پيام بدهد و ضررهاى اين نوع كناره گيرى را يادآور شود. در اين مورد از دو راه استفاده كرده است: يكى بيان عاطفى و به يك معنا بيان عقلى و منطقى و ديگرى راه تشويق و تقدير.
بيان نخست را چنين آغاز مى كند: (ما كانَ لأَهْلِ الْمَدينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الأَعْرابِ أَنْ يَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللّهِ وَلا يَرغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِه...);يعنى شأن جامعه با ايمان نيست كه رهبر خود را ترك كند و او را در لحظات حساس همراهى ننمايد و جان خود را بر جان او مقدم دارد. جمله (ما كان...)در مواردى به كار مى رود كه كار، دون شأن فرد و جامعه باشد; يعنى مقام رفيع مؤمن ايجاب مى كند كه به يك چنين كار ذلت بارى تن ندهد; پس چگونه گروه با ايمان، جان خود را بر جان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)مقدم مى دارد؟ در حالى كه تعاليم دين آنان مى گويد: (اَلنَّبِىُّ أَولى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ...)[١]: «پيامبر براى مؤمنان، از جانشان برتر است».
راه ديگر، راه تشويق و تقدير است:
در برابر هر نوع تشنگى (لا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ...); رنج و خستگى (وَلا نَصَبٌ); گرسنگى (وَلا مَخْمَصَةٌ فِى سَبيلِ اللّهِ); و پيمودن راه هاى خطرناك كه مايه خشم آمدن كافران مى شود(وَلا يَطَؤُنَ مَوْطِئاً يَغِيظُ الْكُفّارَ) و در برابر هر نوع ضربه اى كه بر دشمن وارد مى كنند(وَلا يَنالُونَ مِنْ عَدُوّ نَيْلاً)، در برابر همه اينها خدا پاداشى مرحمت فرموده و كارهاى آنان را به عنوان عمل صالح در دفتر
[١] احزاب(٣٣) آيه٦.