در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٣ - كارهاى ناجوانمردانه قريش
نمونه ديگر از وفاى به پيمان
بنده زر خريدى به نام ابوبصير اسلام آورد; ولى بدون اجازه آقاى خويش از مكه به مدينه فرار كرد. ازهر بن عوف نامه اى به پيامبر نوشت و طبق قرارداد حديبيه درخواست كرد كه پيامبر گرامى او را پس بفرستد و نامه را به وسيله شخصى فرستاد و غلامى نيز همراه او بود. هنگامى كه پيامبر از مضمون نامه آگاه گرديد به ابوبصير گفت: ما با اين گروه قراردادى داريم كه تو نيز از آن آگاهى و نمى توانيم خيانت كنيم. ابوبصير گفت: مرا به مشركان مى سپارى كه از دينم منحرف سازند؟ پيامبر فرمود: خدا براى تو و ساير ناتوانان راه چاره اى پديد مى آورد.
كارهاى ناجوانمردانه قريش
ميان قبيله خزاعه، هم پيمان مسلمانان و بنى بكر،هم پيمان قريش كينه ديرينه اى بود. پس از پيمان حديبيه كينه هاى آنان تا حدّى برطرف شد ولى پس از جنگ «موته» يعنى جنگ مسلمانان با روميان، قريش گمان كردند كه قدرت مسلمانان كمتر شده است و بنى بكر با خود فكر كردند كه چه بهتر همين الآن انتقام خود را از خزاعه بگيرند لذا گروهى از قريش، كه عكرمة بن ابوجهل از آنان بود، قبيله بنى بكر را يارى كردند و اسلحه دادند و سرانجام بنى بكر در نيمه شب عده اى را از قبيله خزاعه كشتند. عمر بن سالم خزاعى به مدينه رفت و پيامبر را از جريان آگاه ساخت و پيامبر مصمم شد كه نقض پيمان را با فتح مكه تلافى كند و همين كار را نيز انجام داد.
از بيان گذشته نتيجه گرفته مى شود، منظور قرآن از كسانى كه دستور مى دهد پيمان آنان محترم شمرده شود قبيله قريش نيست; زيرا چنان كه تاريخ گواهى مى دهد قريش پيمان خود را پيش از فتح مكه ـ كه در سال هشتم هجرت واقع شده ـ