در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٨ - نكاتى چند در آيه هاى مذكور
اين صورت طبقه فقير ومستمند، از پرداخت ماليات معاف خواهند بود. بنابراين ماليات به سود خالص موجود پس از كسر هزينه زندگى در منافع كسب و يا كسر هزينه هاى لازم در زكات تعلق مى گيرد وكسانى كه قادر به تأمين زندگى يك ساله خود نيستند معمولاً سر و كارى با اداره دارايى اسلام ندارند، بلكه بيشتر طرف حساب، بنگاه هاى توليدى، بازرگانان وارد كننده، صاحبان صنايع خواهند بود و از اين راه علاوه بر اين كه نيازمندى هاى ضرورى مسلمانان برطرف خواهد شد، ثروت متراكم، عادلانه تقسيم مى شود.
اسلام با تقويت ايمان مأموران دارايى، مؤديان ماليات و با ايجاد پليس باطنى و با اعتقاد به اين كه پرداخت ماليات به فرمان خداوند جهان است كه علاوه بر منافع دنيوى مزاياى بى شمار فردى دارد، كشمكش هاى فعلى را، كه در كشورهاى سرمايه دارى موجود است، از بين برده و بهترين عامل وصول را، كه همان ايمانِ دهندگانِ زكات و خمس است، در پيروان خود به وجود آورده است.
نكاتى چند در آيه هاى مذكور
١. اسلام معتقد است دادن زكات نفوس افراد را از نظر اخلاق رذيله، مانند بخل وطمع و پستى و قساوت تطهير مى كند و مردم زكات دهنده بر اثر پرداخت واجب مالى، اين سلسله از اوصاف بد را از وجود خويش ريشه كن مى سازند و در نتيجه صفات برجسته اى مانند رأفت و محبت و نوع دوستى جاى گزين آنها مى گردد، علاوه بر آن نفوس اجتماع را از آفت ها وانفجارها، كه غالباً از طرف بيچارگان صورت مى گيرد، مصون مى دارد.
تطهير به معناى پاك كردن و تزكيه به معناى نمو و رشد گياهان است، از اين رو گويا صفات برجسته كه خميره ذات انسانى است، با دادن زكات رشد و نمو