در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٠ - نظر قرآن درباره تثليث
القدس انجام دهند».[١]
اين كلمات و امثال آنها مبدأ و اساس عقايد تثليث و فرزندى عيسى و دستگاه حلول را تشكيل مى دهد و پيشوايان دينى دستگاه مسيحيت در تفسير و تشريح و تطبيق آن با مباحث عقلى، اختلاف فراوانى دارند.
نظر قرآن درباره تثليث
قرآن از دو راه به اين افسانه خرافى پاسخ مى دهد:
١. زندگى حضرت عيسى را از انعقاد نطفه وى تا آخرين دقايق زندگى او شرح مى دهد و آشكارا مى رساند كه او نيز مانند باقى بشر پس از گذراندن دوران جنينى، در آغوش مادر خود تربيت يافت، سپس فصول مختلفى از عمر خود را گذراند و در تمام ادوار زندگى خود، مانند انسان هاى ديگر، سير و گرسنه ، شاد و غمگين، بيمار و تندرست مى شد و به سان ديگران، كه قطعاً مخلوق خدا هستند، مى خورد و مى نوشيد، و مى خوابيد و بيدار مى گشت و مى آسود و...، و فردى كه وضع زندگى او را آلام و حوادث طبيعى تشكيل دهد به طور مسلم فردى است از انسان هاى طبيعى، و ارتباطى به دستگاه الوهيت ندارد.
واين كه گاهى روى مقتضياتى، كوران را شفا مى داد و گروهى را از بيمارى هاى خطرناك بهبودى مى بخشيد، مردگان را زنده مى كرد، هيچ گاه دليل بر خدا بودن او نمى شود; زيرا انبيايى پيش از وى بودند كه كارهاى فوق العاده اى از آنان سر مى زد. تصور اين است كه او داراى پدر نبود، پس ناچار پدر او همان خداى جهان است، بسيار بى اساس است; زيرا تمام كتاب هاى آسمانى گواهى مى دهند كه خدا، آدم و حوا را بدون پدر و مادر آفريد، در صورتى كه تمام ملل آنها را بندگان
[١] انجيل متى، فصل ٢٨.