در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٤ - روش عليعليه السَّلام
لِباسُ التقوى وَدِرْعُ اللّهِ الْحَصينَةُ وَجُنَّتَهُ الوَثيقة...;[١]
جهاد درى است از درهاى بهشت كه خداوند آن را به روى دوستان خاص خود گشوده است. نبرد در راه خدا، لباس تقوا و زره محكم و سپر قابل اطمينانى است. گروهى كه جهاد را ترك كنند لباس ذلّت و خوارى بر اندامشان پوشانيده مى شود و بلاها آنها را فرا مى گيرد».
در جنگ جمل پرچم را به دست فرزند عزيز خود محمد حنفيه داد و او را با جمله هاى زير خطاب نمود:
«تَزول الجبال ولا تزل، عضّ على ناجذك، أعر اللّه جمجمتك، تِدْ فى الأرض بقدمك، إرم ببصرك أقصى القوم، وغضّ بصرك واعلم أنّ النّصر من عند اللّه سبحانه;[٢]
در جبهه جنگ از كوه پا برجاتر باش. دندان روى دندان بگذار و فشار ده. كاسه سرت را در راه خدا عاريت ده. پاى خود را مانند ميخ در زمين بكوب. ديده ات را به آخر لشكر بدوز. از نگاه به دشمن و خيره شدن در او بكاه. بدان، كمك از جانب خداست».
ولى در صفحات تاريخ از همين رادمرد بزرگ، مطالب عجيبى درباره ارفاق به دشمن نقل شده است. روح بزرگ على (عليه السلام) و عواطف انسانى او را لابه لاى دستورهايى كه در مواقع جنگ به سربازان خود مى داد نمايان مى شود و مجموع سخنانش مى رساند كه پيوسته مى خواست پيروان خود را دلير و فداكار تربيت كند و در عين حال از تمايلات افراطى و احساسات غير منطقى باز دارد.
[١] نهج البلاغه، خ٢٧. [٢] همان، خ١١.