در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٢ - تعصب ناروا
(لَكُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ مِنْ وَلِىّ وَلاَ نصير).
«به راستى ملك و سلطنت آسمان ها و زمين براى خداست. اوست كه زنده مى كند و مى ميراند و براى شما جز خداوند ولىّ و ياورى نيست».
اقليت هاى مذهبى كه كتاب و پيامبر آسمانى دارند در دين اسلام از رسميت كامل برخوردارند، مال و جان آنها محترم است و در مراسم دينى خود از آزادى كامل برخوردارند و با پرداخت ماليات مختصرى، كه آن هم در رفاه و صلاح آنها مصرف مى شود، از همه مزاياى اجتماعى و اقتصادى بهره مند مى شوند. ولى در اسلام، مشرك و بت پرست، هيچ رسميتى ندارند جان و مالشان محترم نيست، حاكم اسلام، بايد قبلاً آنان را دعوت به اسلام كند و مزاياى آيين يكتاپرستى و حقايق اديان آسمانى را براى آنها كاملاً تشريح نمايد و هرگاه باز در شرك ايستادگى ورزند، قرآن تكليف آنها را در همين سوره در آيه ٥ معين كرده است و ما در تفسير آيه مزبور گسترده سخن گفتيم و فلسفه اين جهت را، كه چرا با مشرك چنين معامله شده است، بيان نموديم.
اسلام براى پيش گيرى از اين بيمارى خطرناك، كه انسانيت انسان را تباه مى كند، دستور داده است، همه گونه روابط ظاهرى و معنوى و عاطفى با آنها بريده شود و اگر پدر و مادر و خويشاوند شخص مسلمانى مشرك باشند، دوستى و طرح رفاقت با آنها، لطمه هاى جبران ناپذيرى به ايمان و اخلاص آن شخص وارد مى سازد.
از اين نظر در سال نهم هجرت اين آيه نازل گردد و خداوند مكرر از دوستى و ايجاد روابط معنوى و طلب مغفرت در حق آنها، منع فرموده است. اكنون آياتى را به عنوان نمونه يادآور مى شويم:
١.(لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حادَّ اللّهَ )