در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٧ - منافقين دشمنان خطرناك و نحوه مبارزه اسلام با آنها
جايى نيست; زيرا كفر بدين معنا بيمارى مهلك و مسرى است كه اگر معالجه نشود، چه بسا عموم مردم را مبتلا مى سازد و در نتيجه، اشرف مخلوقات (انسان) به پست ترين مرحله كشيده مى شود و در برابر هر چوب و فلزى، ذليل و زبون و درهاى ترقى و تعالى بر روى وى بسته مى شود و اگر، خداشناس و پيرو يكى از آيين هاى آسمانى سابق باشد، او در كشور اسلامى آزاد است و با پرداخت جزيه و التزام به يك سلسله شرايط مى تواند تحت الحمايه حكومت اسلامى در آيد.
٢. منافقان: اين دسته خطرناك تر از گروه گذشته اند. منافق كسى را گويند كه به اسلام تظاهر مى كند، ولى در باطن ايمان ندارد و اعمال ظاهرى او براى فريب دادن مسلمانان است. مسجدسازى آنها براى خدا نيست، به منظور تأسيس مركز سياسى است. اگر در مجامع دينى شركت كنند، غرض اين است كه جاسوسى كنند و اگر با مسلمانان به سوى جبهه جنگ بروند، منظور فراهم آوردن مقدمات شكست مسلمان هاست. اين گروه نوعاً افراد حريص و پر توقع و پرمدعا هستند. اگر در غزوات اسلامى غنيمتى به دست ارتش اسلامى بيفتد، توقع دارند بزرگ ترين سهم به آنها داده شود، اگر رموز و اسرار حكومت اسلامى را بفهمند، فوراً در اختيار دشمنان مى گذارند.
مبارزه با اينها از اين نظر مشكل است; يعنى به حكم ابراز اسلام، نمى شود آنها را از جامعه اسلامى طرد كرد و به حكم نفاق و دورويى نمى توان به آن اعتماد نمود. آنان اقليتى هستند كه در برابر اكثريت مسلمانان واقعى، به فعاليت هاى سرى مشغولند; در فكر ايجاد تفرقه در ميان مسلمانانند و به حكم اين كه مسلمانند مى توانند در مجالس مسلمانان حاضر شوند و رئيس اسلام را ترور كنند، چنان كه منافقان در طريق مراجعت از «تبوك»، قصد جان او را به قتل برسانند، ولى پيامبر آگاه شد و نقشه آنها را نقش بر آب كرد، چنان كه خداوند در آيه ٧٤، به اين جريان