در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٦ - چه گروهى به پيمان خود وفادار بودند؟
مى فرمايد:
(لاَ يَرقُبُونَ فِى مُؤْمِن إِلاًّ وَلاَ ذِمَّةً وَأُولئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ);
«درباره هيچ مؤمن، پيوند خويشاوندى و عهد و پيمان را رعايت نمى كنند. گروهى كه از نخست داراى چنين تصميمى بوده اند چگونه مى توانند داراى عهد و پيمان باشند».
و در هر دو آيه (هشتم و دهم) آنان را با جمله هاى (وَأَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ)، (وَأُولئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ)خطاب مى كند. معناى لغوى «فسق» همان خروج و بيرون رفتن است. هنگامى كه خرما از غلاف بيرون آيد عرب مى گويد: «فسقت التمرة; خرما از غلاف خود خارج شد».
در اصطلاح ما، فردى كه از فرمان خدا خارج گردد «فاسق» ناميده مى شود، و مقصود از لفظ «فاسقون» در اين آيه همان معناى لغوى آن است; يعنى آنان از حدود پيمان گام فراتر نهاده اند. از اين جهت در آيه دوم، آنان به لفظ «المعتدون» (تجاوزكاران) توصيف شده اند.
بار سوم قرآن برمى گردد و وجود هر نوع عهد و پيمانى را ميان دو گروه، به جهت نفاق درونى مشركان ناديده مى گيرد و مى فرمايد:
(فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَيْمانَ لَهُمْ);
«با سران كفر بجنگيد; زيرا براى آنان عهد و پيمانى نيست».
٢. در لغت عرب لفظ «إلّ» گاهى در معناى خويشاوندى و گاهى در عهد و پيمان به كار مى رود و از باب نمونه به شعر زير توجه كنيد:
لعمرك إنّ إلّك من قريش *** كإلِّ السقْب من إلّ النعام;
به جان تو سوگند، خويشاوندى شما با قريش به سان خويشاوندى بچه شتر است با تخم شتر مرغ; (يعنى ميان شما و آنان پيوند و خويشاوندى وجود ندارد، همان طور كه ميان آن دو وجود ندارد).