در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٠ - پاسخ
از آن جا كه اين مطلب با فرط علاقه آنها به خليفه اوّل، سازگار نيست ناچار شده اند كه مرجع ضمير را مصاحب پيامبر قرار دهند و ادعا كنند كه او مشمول عنايات الهى شده و سكينه بر او فرود آمده و نجات او نيز ملازم با نجات پيامبر است.
برخى از آنان به فكر افتادند كه اين مطلب را در قالب علمى ريخته و رنگ استدلال كلامى به آن بدهند. از اين نظر گفته اند: سكينه و طمأنينه خاطر، پيوسته با پيامبر همراه بود و آنى از او جدا نبوده است، بنابراين، نزول سكينه در اين موقع گواه بر آن است كه اين سكينه بر ابوبكر نازل گرديده است.
پاسخ
اين استدلال با خود قرآن مناقض است; زيرا قرآن در دو مورد[١] تصريح مى كند كه در جنگ هاى حنين و حديبيه بر پيامبر سكينه نازل گرديده است و اين طمأنينه خاطر در شرايط مخصوصى بوده، چنان كه مى فرمايد: (ثُمَّ أَنْزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنينَ)[٢] و در سوره فتح، آيه ٢٦، همين جمله نيز تكرار شده است.
گاهى گفته مى شود، پيامبر اكرم در غار تزلزلى نداشت، ولى در غزوه حنين و صلح حديبيه مضطرب شد از اين جهت نمى توان اين دو مورد را به هم قياس نمود; ولى اين گفتار، علاوه بر اين كه اصل استدلال را از بين مى برد(استدلال سابق اين بود كه سكينه پيوسته با پيامبر بوده و لازمه آن اين است كه در هيچ مورد معينى، سكينه بر او نازل نگردد در صورتى كه، به تصريح مستدل، در دو مورد سكينه بر حضرتش نازل گرديده است) اساس صحيحى ندارد; زيرا در آيات مربوط به
[١] اين دو مورد، يكى مربوط به غزوه حنين است و ديگرى مربوط به صلح حديبيه. [٢] توبه(٩) آيه ٢٦.