در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٠ - تشكيل دولت جهانى اسلام
را با خطاب زير، مخاطب ساخته و مى فرمايد:
(لاَ إِكْراهَ فِى الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَىِّ).[١]
«در پذيرفتن دين(اسلام) اكراه و الزامى نيست; زيرا طريق هدايت و ضلالت از هم تميز داده شده است».
ولى اگر پيروان آيين هاى آسمانى بخواهند در كشورهاى اسلامى زندگى كنند، بايد جزيه بپردازند; چيزى كه از آنها به عنوان «جزيه» دريافت مى گردد، در مصالح آنها خرج مى شود و مسلمانان در برابر اين وجه ناچيز، حفاظت جان و مال آنان را برعهده مى گيرند.
البته اين كه مى گوييم تمام آيين هاى آسمانى به خداى يگانه و معاد و رستاخيز اعتراف دارند، مقصود اين است كه اساس تمام آيين ها وهدف تمام برگزيدگان اين بوده و دين واقعى تمام اهل كتاب، روى اساس توحيد و معاد گذارده شده است و اين مطلب با آن منافات ندارد كه بعدها گروهى روى اغراض شخصى ويا به واسطه جهالت ونادانى، در اساس آيين خدا، دست برده و توحيدى را، كه بزرگ پيشواى مسيحيت در راه آن فداكارى كرده، با شرك آلوده كرده باشند، چنان كه خود قرآن در آيه هاى ٣٠ و ٣١ اين سوره به آن تصريح كرده است.
تشكيل دولت جهانى اسلام
يكى از طرح ها و آرمان هاى بزرگ پيامبر اسلام اين بود كه مجموع جهان بشرى را زير پرچم و دولت واحدى به نام «اسلام» درآورد و بر مجموع جهان، دولتى كه به نام خدا و رسالت او تأسيس مى گردد، حكومت كند. پيامبر گرامى به گونه اى اين طرح را در شبه جزيره عربستان پياده كرد و دولت اسلامى را، كه مسلمانان و ديگر
[١] بقره(٢) آيه ٢٥٦.