در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٦ - علل اين شكست تاريخى چه بود؟
در شوّال سال هشتم هجرت، پيامبر گرامى پس از فتح مكه تصميم گرفت كه بت پرستان هوازن و ثقيف را به اسلام دعوت كند و اگر آنان شدّت عمل و مقاومت نشان دادند، كار را با جنگ پايان دهد. اين دو قبيله در ميان طوايف عرب، به سرسختى و مقاومت معروف بودند، از اين جهت پيامبر براى گشودن آخرين دژهاى بت پرستان، با ده هزار سرباز كار آزموده و جنگ ديده، راه سرزمين «حنين» را پيش گرفت. سربازان اسلام از سربازان دشمن بيشتر بوده و از هر نظر برترى داشتند، زيادى افراد موجب غرور آنان شد و چنين تصوّر كردند تنها وسيله پيروزى كثرت قواست و با خود مى گفتند با داشتن چنين نيرويى و با سابقه ممتّدى كه در سركوبى دشمنان دارند، گشودن اين دژها براى آنان آسان است. سربازان دشمن اگر چه كمتر بودند ولى دو عامل مهم آنان را در طريق مقاومت كمك كرد:
١. همگى افراد آزموده و كاركشته بودند. لذا فرمانده سپاه دشمن، مالك گفت: تا حال كسانى كه با محمّد جنگ كرده و سركوب شده اند، مردمان بى تجربه اى بودند واطلاّعى از امور جنگى نداشتند.
٢. فرمانده سپاه دشمن دستور داده بود كه تمام افراد، زنان و اموال واحشام خود را همراه خود آورند و پشت سر قرار دهند تا جنگجويان، روى علاقه به ناموس و ثروت، راه فرار نداشته باشند.
اين تاكتيك جنگى ابتكارى كم سابقه بود و از نبوغ نظامى فرمانده سپاه، كه به اتّفاق آرا از ميان سران طوايف هوازن و ثقيف گزيده شده بود، حكايت مى كرد.
مسلمانان پس از اقامه نماز صبح، به سوى حنين كه سرزمين گود و داراى مخفى گاه هاى عجيبى بود، رهسپار شدند. براى تنگى راه، مسلمانان مجبور شدند كه اين منطقه را از راه هاى مختلف طى كنند.
عامل پيروزى دشمن اين شد كه از تاريكى هوا و متفرق بودن سربازان اسلام