در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٦ - ١ يهود و بشرپرستى
١. يهود و بشر پرستى
انحراف يهود از راه توحيد به دو صورت بود:
الف) اين كه مى گفتند: «عزير» فرزند خداست. اين قسمت را در بحث پيش شرح داديم.
ب) اين كه از گفتار و رفتار پيشوايان دين و راهبان (راهب كسى را گويند كه به لباس زهد درآمده و تارك دنيا بوده باشد) بدون قيد و شرط اطاعت مى كردند، در صورتى كه مُطاع مطلق، پروردگار عالم است. جاى شك نيست كه افراد بى اطلاع بايد در امور دين به كسانى كه در اين قسمت اطلاع كامل دارند مراجعه نمايند، ولى شرط اساسى در مرجع دينى علاوه بر آگاهى، تقوا و عدالت است، گروه يهود با اين كه در مراجع دينى خود، كه قرآن از آنها به «احبار» تعبير آورده است، انواع خلاف ها و مال پرستى و تحريم حلال و تحليل حرام و... مى ديدند، از پيروى كوركورانه و غير منطقى دست برنمى داشتند و اين اطاعت بى قيد و شرط عملاً حاكى از آن بود كه اين گروه احبار و راهبان، خود را به تمام معنا اختياردار جهان تشريع و احكام خدا مى دانستند كه هر روز به عللى، حلالى را حرام و حرامى را حلال نمايند و با احكام خدا طبق منافع خود بازى كنند، در صورتى كه چنين اختيارى به كسى داده نشده است، بلكه تمام پيامبران خدا مأمورند اوامر و فرمان خدا را برسانند و مقام تشريع فقط مخصوص خداست و هركس فردى را مطاع مطلق، تشريع كننده احكام، آن هم بى قيد و شرط بداند، در واقع او را «رب»(صاحب) خود دانسته است و چون يهود، با گروه گذشته چنين رفتار مى كردند از اين نظر خدا درباره آنها چنين فرمود: (اِتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَرُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللّهِ وَالْمَسيحَ ابْنَ مَرْيَمَ...) از آن جا كه نحوه عبادت و پرستش يهود، احبار و رهبان را، با نصارا كه واقعاً مسيح را پسر خدا و خود خدا مى دانستند فرق داشته است، لفظ مسيح بن مريم، را به طور