در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٨ - آيا براى خدا فرزندى هست؟
گرديد و كم كم رو به ضعف و انحلال گذاردند، به گونه اى كه فرمانرواى «بابل» بخت النصر در حدود ششصد قبل از ميلاد در صدد فتح «بيت المقدس» درآمد و با سپاهى انبوه «اورشليم» را فتح كرد و ثروت و خزاين آن ها را به تاراج برد، گردنكشان و صنعتگرانشان را همراه خود، به «بابل» منتقل ساخت و پيران و افتادگان آنها را در همان محل گذارد و زمام امورشان را به دست آخرين فرمانرواى «بنى اسرائيل» سپرد و با او شرط كرد كه بايد از دولت مركزى «بابل» اطاعت كند.
اتفاقاً قريب ده سال روابط وى با دولت «بابل» بسيار خوب بود، تا اين كه صدقيا در خود قدرت و نيرو احساس كرد و پرچم مخالفت را برافراشت و طرح دوستى و اتحاد با «فراعنه» مصر را ريخت. فرمانرواى بابل ازاين كار سخت عصبانى شد از اين رو با سپاهى فراوان براى محاصره قلعه هاى بنى اسرائيل رهسپار مركز آنان گرديد كه يك سال تمام محاصره طول كشيد. سرانجام بر تمام دژهاى آنان دست يافت و از كشتن افراد دريغ ننمود. خانه خدا و خانه تمام افراد را ويران كرد و آثار دينى را نابود ساخت و در اين حادثه، تورات از بين رفت و اين وضع اسفناك از سال ٥٨٦ قبل از ميلاد تا پنجاه سال ادامه داشت.
گردش روزگار، كورش را بر سرير سلطنت نشاند، او با قدرت فوق العاده اى «بابل» را فتح نمود و آن را جزء خاك ايران قرار داد و تمام اسيران «بنى اسرائيل» را آزاد ساخت و عزراء را، كه از سران آنها بود، سرپرستشان قرار داد و اجازه داد «تورات» را از نو بنويسند، و آثار دينى را با مهاجرت خود و اتباعش به بيت المقدس مرمّت كنند. او در سال ٤٥٧پيش از ميلاد به اين كار دست زد و تورات را از نو نوشت و نشر داد.
آن چه نگارش يافت مطلبى است كه عموم مورخان جهان بر آن اتفاق دارند و خوانندگان گرامى مى توانند مشروح اين قسمت را در كتاب قاموس الكتاب المقدس