در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥ - مناظره اى در مدرسه دارالسعاده دمشق
كشيده شد. نگارنده با كسب اجازه شروع به سخن نمود كه مشروح آن را يادآور مى شود:
نويسندگان اهل تسنّن در هر جايى ابوبكر را به گونه اى معرفى مى كنند و احياناً او را با صفات متضاد، كه هرگز با هم جمع نمى شوند، توصيف مى نمايند: وقتى درباره علت عزل او از ابلاغ پيام خدا، بحث مى كنند او را به رأفت و رحمت، كه نقطه مقابل قهرمانى و دلاورى در جنگ ها و نبردهاست، توصيف مى نمايند و از اين راه مقام و موقعيت او را حفظ مى كنند، ولى در مقابل، مؤلّف همين كتاب ابوبكر را، شجاع تر از على معرفى مى كند و مى گويد: از على پرسيدند: تو شجاع ترى يا ابوبكر؟ على فرمود: ابوبكر.
اكنون بايد ديد اگر ابوبكر شجاع تر از على است، پس چرا آلوسى عزل ابوبكر را از نقطه ديگر توجيه مى كند و او را مظهر نرمى و مهربانى و امام را مظهر قهر و شجاعت معرفى مى نمايد.
گذشته بر اين، در تاريخ اسلام موردى نداريم كه وى با قهرمانان مشرك و يهود، در افتاده و دست و پنجه نرم كرده و يا فردى را با شمشير خود كشته باشد نه تنها چنين چيزى در تاريخ اسلام وجود ندارد، بلكه نصوصى كه در تاريخ اسلام موجود است حاكى از فرار او در نبرد خيبر است و اتفاقاً خود همين مؤلّف در بخش «نبرد خيبر» ناخودآگاه جريان فرار را نقل كرده است، سپس نگارنده ورق زد و عبارت هاى مؤلف را در بخش جنگ خيبر براى استاد قرائت نمود.
وى در اين بخش مى نويسد: پيامبر گرامى قبلاً پرچم را به دست گروهى داده بودند كه در ميان آنان ابوبكر و عمر بودند، ولى آنان بدون اخذ نتيجه بازگشتند، در اين موقع پيامبر فرمود: «فردا پرچم را به دست كسى مى دهم كه خدا و پيام آور او را دوست مى دارد و خدا و پيامبر او را دوست دارند و او هرگز پشت به دشمن